تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

225

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

زيد و عمرو و بكر است ؛ كه هر يك وجودى منحاز از ديگرى دارد . و گاهى دو مفهوم از دو شيئى كه در وجود متحدند انتزاع مىگردد ، مانند انتزاع بياض و انتزاع جسم از دو چيزى كه در يك وجود متحدند . و گاهى مفاهيم متعدده از يك موجود بسيط من جميع الجهات انتزاع مىشود . چنان كه سابقاً گفتيم : انتزاع مفهوم واحد از اشياء متكثره محال است ، و لكن عكس آن كليت نداشته ، بلكه مفاهيم متكثره از شىء واحد بسيط انتزاع مىگردد و ممكن است كه واحد بسيط « مع وحدته » محل انتزاع مفاهيم متكثره باشد چنان كه اثبات نموديم كه يك اصل اصيل در عالم نمود دارد و آن حقيقت نوريهء وجوديه است كه صفحهء عالم از نور آن پر گشته و غير از وجود چيزى نيست و منشأ آثار و خيرات وجود است ؛ زيرا در عالم غير از وجود چيزى نيست ، پس چيزى كه از عدميات است نمىتواند منشأ خيرات گردد ، بنا بر اين منشأ آثار و كمالات حقيقت وجود است ، پس اين خيرات و بركات حقِ طلق وجود است . با اينكه گفتيم : يك حقيقت در عالم هست و محال است چيز ديگرى غير آن باشد ؛ در نتيجه بركات از اوست و او بسيط است ، ولى اين حقيقت صاحب مراتب است ، پس وجودى كه اكمل و اشد است ، بايد جامع جميع كمالات باشد به طورى كه اگر فاقد يك كمالى باشد ، نقصان لازم مىآيد ، بنا بر اين يك هويت بسيطه « مع وحدته » منشأ انتزاع مفاهيم كماليه است . و الحاصل : مفاهيم نسبت به يكديگر در عالم داراى دو قسم مىباشند : بعضى با بعضى متخالف و متقابل و متضادند ، مانند مفهوم بياض و مفهوم سواد . اين گونه مفاهيم از يك شىء واحد من جهة واحده و من حيثية واحده انتزاع نمىشود . انتزاع مفهوم سواد و مفهوم بياض ، هر دو از حيثيت اسوديت چشم محال است و همچنين انتزاع مفهوم مقابل بياض ، يعنى سواد از عين چيزى كه از آن مفهوم بياض انتزاع مىشود « مع وحدته و بساطته » محال است . قسم ديگرى از مفاهيم نسبت به يكديگر توافق داشته و تضاد ندارند ، بلكه همهء