تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

216

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

مىشود ، معقولات ثانيه و مفاهيم ، كلى بوده و آنچه در خارج است مفاهيم نبوده ، بلكه حقايق است و شيئى كه در خارج قائم و مستقر مىشود بايد متقوم به شىء مستقر و حقيقت دار باشد . لذا زيد كه انسان است و صفحه و متن حقيقت را اشغال نموده بايد متقوم به چيزى كه در خارج واقعيت داشته و صاحب وجود است باشد . به عبارت ديگر : مأخذ جنس و فصل كه عقلى است ، بايد چيزى باشد كه خارجى است و آن ماده و صورت است . پس آنچه علماى ميزان به عنوان جنس و فصل تشخيص داده‌اند مفاهيم كلى بوده و بايد جنس و فصل شىء كلى باشد . پس ناطق فصل انسان كلى است ، آن انسانى كه مفهوم است . و لكن بايد فصل زيد و بكر و خالد كه مفهوم نيستند و خارجيت دارند مفهوم نبوده ، بلكه شىء خارجى بوده و در حاقّ حقيقت ثابت باشد . بنا بر اين : بايد مبدأ فصل منطقى اين خارجيات بوده و آنها مأخذ فصل منطقى باشند . از اين بيانات ما معلوم شد آنچه در عبارت حاجى است كه در آخر صفحه مىگويد : « و اقتحام ذى فى قولى : ذا نفس ، للاشارة فى اللفظ الى الاعتبار اللابشرطي المعتبر فى الفصل ليحمل » « 1 » براى اين است كه در خارجيات ، لا به شرط و به شرط لا اعتبارى ندارد .

--> ( 1 ) - شرح منظومه ، بخش حكمت ، ص 100 .