تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

128

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

برهان علمى اثبات نموده‌ايم كه ارادهء مجرد ازلى است و به وجود او قائم است . معتزله هم خواسته‌اند با يك حرف عوام عوام‌پسندى راحت گردند و گفته‌اند : هر چيزى كه در برهه‌اى از زمان حادث و خلق مىگردد به مقتضاى مصلحت است . « 1 » خلاصه در جايى كه برهان علمى و عقلى وجود دارد نمىتوان به اين سخنها سرگرم شد . و نيز نمىتوان قائل به توسط شد كه معلول حق ازلًا يكى بوده و بعد آن معلول حق ، معلول ديگرى را خلق نموده و به اين ترتيب تا آخر . چون به آن معلول اول نقل كلام مىكنيم كه آيا معلول اول براى معلول ثانى علت تامه بوده يا نه ؟ اگر علت تامه بوده انفكاك زمانى معلول از علت تامه ممكن نيست و در صورتى كه معلول اول ، عقل اول باشد ، مجرد بوده و ارادهء او با وجود اول اوست و مانند مركبات كه در آنها اراده حادث است نيست ، پس بايد در ربط اين حوادث به قديم و علت تامهء كافهء موجودات چاره‌اى بيانديشيم تا با براهين عقلى مخالف نباشد و نيز امكان به ذات اقدس متعال راه پيدا نكند . لذا مىگوييم : مخفى نماند كه در سلسلهء نزوليه به ارادهء ازليهء حقه ، خطى طولى از موجودات در تمام مراتب نزوليهء وجود تشكيل مىيابد و هيولى آخرين منزل وجود و مقبض فيض است كه آخرين مرتبهء ظلّ وجود كامل است . براى فهم اين معنى تنظيرى ذكر مىشود : مثلًا فرض كنيم كه اين شمس از خود نور دارد و منبع فيض انوار نزوليه است و از آن منبع اشراقِ نور مىشود . البته فيض على الاطلاق و درياى انوار متراكم به طورى كه محدود نيست منبسط مىشود ، و لكن وقتى به عالم طبيعت مىرسد ، در اين عالم بالعرض محدود به حدود قالبيه شده و به واسطهء حدود امكنه ، محدود به حد تربيع و تثليث مىگردد و اين حدود كه عارض بر اوست حيث عدمى و نقصى براى او فراهم مىآورد ، در صورتى كه در اصل فيضان از مبدأ ، نقصى نداشته است . انوار وجوديه هم كه از منبع فيض على الاطلاق بر تمام اعماق سلسله منبسط

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شرح اشارات ، ج 3 ، ص 130 - 131 ؛ اسفار ، ج 6 ، ص 325 - 326 .