تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

120

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

الافلاك آن را طى نمايد ، ولى در آنجا بايد از اين زمان عرضى كه براى هر فردى از افراد جوهريه زمان است و موجود به حركت جوهرى فرد است بگذريم ، مثلًا من مستقلًا زمانى دارم كه آن حركت من است و من با جوهرم دائماً در تبدل بوده ، وجودى از من معدوم و وجودى موجود مىشود و اين حركت من است كه عين زمان من است . بالجمله : بايد زمان و عالم و حدوث و مفهومات را مانند انسان و علم و حيوان و غيره كه غير اعلام شخصيه‌اند از اين قوالب ، يعنى مصاديق طبيعى ، بيرون برده و آنها را از اين البسهء عالم طبيعت كه بر اين معانى پوشيده شده لُخت نموده و قشور و خصوصياتى را كه مربوط به عالم طبيعت است در مزبلهء طبيعت ريخته و اصل و لبّ و مغز را برداريم و از عالم ما سوى اللّه را كه روح معناى عالم است اخذ نماييم و هكذا آن الفاظ ديگر . پس عالم ، يعنى تمام شراشر وجود غير اللّه ، حادث زمانى است و مرحوم حاجى در اين صفحه به اشاره گذرانده و تمام آنچه را كه ما ذكر كرديم از مقدمات و حدوث زمانى به آن معنى كه ما گفتيم اثبات نموده است ، مگر اينكه فقط به حدوث زمانى عالم مجردات و عقل اشاره نفرموده ، ولى ما به همهء معانى حدوث اشاره كرده و براى همهء غير اللّه اثبات حدوث نموديم ؛ حدوث ذاتى و زمانى و اسمى . اشكال بر حركت جوهرى و نقد آن چون يكى از مقدمات حدوث عالم طبيعت حركت جوهريه بود ، لذا قائلى اشكال نموده : كه لازم مىآيد ، شخصيت اشخاص در هر حركتى از بين رفته و موجود تازه غير از موجود معدوم باشد ، پس هر طبيعتى و هر صورتى داراى ذوات متخالفه است . « 1 » چنان كه اين نزاع و ايراد بين شيخ الرئيس و تلميذ او بهمنيار « 2 » واقع شده و بهمنيار

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش الهيات ، ص 43 ؛ اسفار ، ج 3 ، ص 105 - 107 . ( 2 ) - ابو الحسن بهمنيار بن مرزبان آذربايجانى ، از مشاهير فلاسفه و حكماى اسلامى و از بزرگ‌ترين شاگردان شيخ الرئيس بو على سينا است . وى نخست مجوسى بوده و سپس به شرف اسلام نائل آمد . او در فلسفه ، طريقهء مشاء را مىستود و با استادش مباحثات و مناظراتى داشته است . از تأليفات وى است : التحصيل - كه با تحقيق استاد شهيد مرتضى مطهرى به چاپ رسيده است - البهجة و السعادة ، مراتب الوجود . وى در سال 458 ق . درگذشت .