تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

89

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

يا وحدت حقيقيه است و كثرت نيست نه حقيقةً و نه اعتباراً و يا كثرت اعتباريه و وحدت حقيقيه است و يا كثرت حقيقيه و وحدت اعتباريه است . مخفى نماند : در جايى كه كثرت حقيقيه است و وحدت نيست نه اعتبارى و نه حقيقى حمل صورت نمىپذيرد . و نيز در جايى كه وحدت است ، كثرت نيست نه حقيقيه و نه اعتباريه ، حمل صورت نمىگيرد . و اگر كثرت حقيقيه و وحدت اعتبارى باشد باز حمل ، حقيقى نبوده و محتاج عنايت و مجازگويى است ؛ چنانچه در « زيدٌ اسدٌ » چنين است . و در صورتى حمل صحيح و حقيقى است كه يا دو مفهومِ موضوع و محمول متحد ، و كثرت اعتبارى باشد ، اين گونه حمليات را حمل اوّلى و حمل ذاتى خوانند ، مانند « الانسان حيوانٌ ناطق » كه مفهوم هر دو متحد و تغاير به اعتبار است . و يا دو مفهوم با هم متغاير بوده و لكن جهت وجوديه و شىء موجود مجمع اين دو مفهوم باشد و وجود واحد به اين دو مفهوم متغاير حقيقى ، وحدت بخشيده باشد ، مانند « زيدٌ انسانٌ » كه مفهوم زيد غير مفهوم انسان است ؛ چون در زيد تعينات وجودى مأخوذ است و در مفهوم انسان مأخوذ نيست ، و لكن يك وجود اين دو مفهوم را جمع نموده و در آنها صورت اتحاد ايجاد نموده و دست وحدت به آنها داده است . بر اين وجود خارجى هم زيد و هم مفهوم انسان صادق است و بالضروره صدق از باب حقيقت است نه از باب عنايت و مجاز . و اين گونه حمل را حمل شايع صناعى خوانند . و الحاصل : مفهوم انسان بر اين وجود خارجى منطبق است نه اينكه انسان را عبره براى افراد قرار داده مثلًا انسان عبره براى زيد باشد تا انقلاب كليه قضايا به قضيهء ضروريه لازم آيد و معناى « زيدٌ انسانٌ » اين باشد كه « زيدٌ زيدٌ » پس چون بالوجدان مىبينيم ، حمل بالعنايه نبوده و نيز قضيه ، ضروريه - يعنى حمل الشىء على نفسه - نبوده و همچنين بالبداهه مفهوم آنها متحد نيست تا حمل اوّلى ذاتى باشد ، ناچار بايد گفت هم انسان در خارج موجود است و هم زيد ، منتها به وجود واحد . پس اين مطلب به