السيد الخميني

10

مناسك حج ( به ضميمه ترجمه بعضى از مسائل حج تحرير الوسيله و 550 مسأله جديد ) ( فارسى )

مسألهء 27 - شرط است در وجوب حج ، استطاعت بدنى و استطاعت از جهت باز بودن راه و استطاعت زمانى ؛ پس بر مريضى كه قدرت رفتن به حج ندارد يا بر او حرج و مشقت زياد دارد ، واجب نيست و بر كسى كه راه براى او باز نيست يا وقت تنگ است به طورى كه نمىتواند به حج برسد نيز واجب نيست . مسألهء 28 - اگر با وجود شرايط استطاعت حج را ترك كرد ، حج بر او مستقر مىشود و بايد بعداً به هر نحو مىتواند به حج برود . مسألهء 29 - مستطيع بايد خودش به حج برود و حج ديگرى از طرف او كفايت نمىكند مگر در مورد مريض يا پير به شرحى كه بعداً بيان مىشود . مسألهء 30 - كسى كه خودش مستطيع است نمىتواند از طرف ديگرى براى حج نايب شود يا حج استحبابى به جا آورد و اگر حج نيابى يا استحبابى به جا آورد ، باطل است . مسألهء 31 - كسى كه حج بر او مستقر شد و به جا نياورد تا فوت شد ، بايد از تركهء او براى او حج بدهند و حج ميقاتى كفايت مىكند و تا حج او را ندهند ورثه نمىتوانند در تركه تصرف نمايند و لازم است در همان سال فوت ، حج را ادا نمايند و تأخير از آن جايز نيست و چنانچه در آن سال استيجار ممكن نباشد مگر از بلد ، لازم است از بلد اجير بگيرند و از اصل تركه خارج مىشود ، و همچنين اگر در آن سال از ميقات نتوانند اجير بگيرند مگر به زيادتر از اجرت متعارف ، لازم است اجير بگيرند و تأخير نيندازند ، و اگر وصى يا وارث اهمال كنند و تأخير بيندازند و تركه از بين برود ، ضامنند ؛ بلى اگر ميت تركه نداشته باشد ، بر وارث ، حج او واجب