السيد الخميني

رسالهء نجاة العباد 291

رساله نجاة العباد و حاشيه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانى ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 28 )

كتاب حواله و كفالت [ حواله ] حواله عبارت است از آن كه بدهكار چيزى كه در ذمه‌اش ثابت است تحويل كند به ذمهء ديگرى ، و در آن پاى سه نفر در كار است : يكى بدهكار ( محيل ) ديگرى طلبكار ( محتال ) سوم آن كس كه به او حواله مىدهند ( محال عليه ) . مسأله 1 - بايد در هر سه نفر شرايطى را كه در همهء عقدها معتبر است باشد ؛ از قبيل عقل و بلوغ و رشد و اختيار ، و در محتال شرط است كه محجور نباشد به واسطهء افلاس و در محيل نيز شرط است ، مگر در حواله بر برى . مسأله 2 - در عقد حواله بايد ايجاب از طرف محيل باشد به هر لفظ و لغتى كه مقصود را برساند و قبول از طرف محتال ( طلبكار ) و اما محالٌ عليه ، طرف عقد نيست . مسأله 3 - شرط است در اين عقد تنجيز بنابر احتياط واجب ، پس اگر بگويد حواله دادم به شرط آمدن زيد ، باطل است على الاحوط . مسأله 4 - شرط است در صحت حواله چند چيز ديگر : اول : آن كه بدهى ثابت باشد در عهدهء بدهكار ( محيل ) ، پس اگر فعلًا ثابت نيست و بعدها ثابت مىشود ، حواله صحيح نيست . دوم : آن كه آن مالى كه حواله شده مبهم نباشد ، پس اگر بگويد حواله كردم يا اين