السيد الخميني

رسالهء نجاة العباد 132

رساله نجاة العباد و حاشيه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانى ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 28 )

باشد و وطن پدر و مادر او بوده باشد ؛ اگرچه قصد اعراض كند ، لكن از آن‌جا بيرون نرود ، بلى اگر اعراض عملى كرد ، از حكم وطن خارج است . مسأله 1 - جايى كه سابقاً وطن انسان نبوده ، لكن بخواهد آن‌جا را براى خود وطن قرار دهد ، معتبر است به قدرى در آن‌جا بماند كه در عرف آن‌جا را وطن و مسكن او حساب كنند ؛ ولو ملك در آن‌جا نداشته باشد و شش ماه هم در آن‌جا ساكن نباشد ، بلى اگر اعراض كرد از وطن اصلى و يا وطن اتخاذى ، از حكم وطن خارج مىشود . مسأله 2 - كسى كه در دو محل زندگى مىكند ، مثلًا شش ماه در شهرى و شش ماه در شهر ديگر مىماند ، هر دو وطن اوست و به رسيدن به آنها بايد تمام بخواند . و نيز اگر سه محل را از براى خود اختيار كرده باشد . لكن زيادتر از دو وطن براى يك نفر مشكل است تحقق پيدا كند . مسأله 3 - اولادى كه استقلال در اراده و زندگى ندارند تابع پدر و مادرند ، گرچه به حد بلوغ شرعى رسيده باشند ، مثل دختر در اوايل بلوغ و كسى كه زندگى او تابع ديگرى است همين حكم را دارد ، اگرچه متبوع ، پدر و مادر او نبوده باشد ، و اگر بچهء نابالغ خودش مستقلًا زندگى مىكند ، ميزان وطن اوست نه پدر و مادر . دوم از قواطع سفر : عزم بر اقامت ده روز متوالى است در يك مكان و يا علم به ماندن ده روز را داشته باشد ولو بدون اختيار . مسأله 4 - شب‌هاى متوسط داخل در اقامت است به خلاف شب اول و شب آخر ؛ پس بنابراين اگر ده روز و نه شب در جايى بماند كفايت مىكند در قطع سفر ، و اگر اول ظهر مبدأ اقامت او باشد تا ظهر روز يازدهم كفايت مىكند ، بنابر اقوا . و مبدأ روز طلوع فجر صادق است بنابر اقوا ، پس اگر از طلوع آفتاب روزى قصد اقامت كند منتهى مىشود به طلوع آفتاب روز يازدهم ، نه غروب آفتاب روز دهم . مسأله 5 - معتبر است در تمام خواندن نماز ، آن كه محل اقامت يك‌جا باشد ، پس