السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
69
تحرير الوسيله ( فارسى )
كتاب وقف و نظائر آن وقف ، حبس كردن عين و سبيل نمودن ( مباح كردن و آزاد ساختن ) منفعت آن است . و وقف فضيلت زياد و پاداش فراوانى دارد . و به سند صحيح از ابى عبد الله امام صادق عليه السلام آمده كه فرمود : مرد بعد از مرگش اجرى پشت سر ندارد مگر به سه خصلت : صدقهاى كه در زمان حياتش به راه انداخته است كه بعد از مرگش جارى باشد و سنت هدايتى كه او آن را سنت نموده باشد و بعد از مرگش مورد عمل باشد و فرزند صالحى كه برايش دعا كند . و رواياتى به اين مضمون وارد شده است . مسأله 1 - در وقف ، صيغه معتبر است و صيغه هر آن چيزى است كه بر انشاى معناى مذكور دلالت كند مانند « وقفت » ( وقف كردم ) و « حبست » ( حبس نمودم ) و « سبّلت » ( سبيل نمودم ) بلكه و « تصدّقت » ( صدقه نمودم ) در صورتى كه مقرون به چيزى باشد كه دلالت بر ارادهء وقف نمايد مانند قول او : « صدقهاى است ابدى كه فروخته و هبه نمىشود » و مانند اينها . و همچنين مانند « زمين خود را موقوفه يا حبس شده يا سبيل قرار دادم بر چنين . . . » و عربى و ماضى بودن در آن معتبر نيست ، بلكه جملهء اسمى كفايت مىكند مانند « اين وقف است » يا « اين حبس يا سبيل شده است » . مسأله 2 - در وقف مسجد ، بايد عنوان مسجديت را حتماً قصد نمايد ؛ پس اگر جايى را براى نماز نمازگزاران و عبادت مسلمانان ، وقف نمايد صحيح است ، ليكن با چنين وقفى مادامىكه عنوان مسجديّت مقصود نباشد ، مسجد نمىشود ، و ظاهراً قول او : « آن را مسجد قرار دادم » كافى باشد ؛ اگر چه چيزى را كه بر وقف و جنس آن دلالت كند ، ذكر ننمايد . و احتياط مستحب اين است كه بگويد : وقف نمودم آن را به عنوان مسجد ، يا بنابراين كه مسجد باشد .