السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

67

تحرير الوسيله ( فارسى )

در هبه ، ابراء حقى يا انجام دادن عملى براى او باشد مانند خياطى لباسش يا درست كردن انگشترش و مانند اين‌ها ، پس اگر او را از آن ابراء كند يا برايش كارى انجام دهد تحقيقاً به او عوض را داده است . مسأله 16 - اگر واهب در جايى كه رجوع برايش جايز است ، از هبه‌اش رجوع نمايد و موهوب نماى منفصلى داشته باشد كه بعد از عقد و قبض پيدا شده باشد ، مانند ميوه و حمل و بچه و شير در پستان ، مال متّهب مىباشد و به واهب برنمىگردد ، به خلاف نماى متصل مانند چاقى ، كه به واهب بر مىگردد . و احتمال دارد كه اين نماى متصل مانع رجوع شود به جهت آن‌كه موهوب با چنين نمايى ، همان عينى كه بوده نيست ، بلكه حق رجوع نداشتن ، خالى از قوت نيست . بلكه ظاهر آن است كه پيدا شدن ثمره و حمل و بچه هم مانع رجوع مىشود ، پس با پيدا شدن اين نماءها رجوع به آن جايز نيست . البته شير در پستان و اجرت خانه و حمام ، مخصوصاً اجرت المثل آن‌ها در صورتى كه غاصبى آن‌ها را غصب نمايد ، از اين قبيل نيست ؛ پس اين‌ها بعد از رجوع ، مال متّهب مىباشد . مسأله 17 - اگر واهب بعد از اقباض موهوب بميرد ، هبه لازم مىشود اگر چه براى اجنبى بوده و معوضه نباشد و ورثه‌اش حق رجوع ندارند . و همچنين است اگر موهوب له بميرد پس موهوب به صورت لازم به ورثه‌اش منتقل مىشود . مسأله 18 - اگر واهب ، عين موهوبه را بفروشد ، پس اگر هبه لازم باشد - به اينكه براى صاحب رحم يا در مقابل عوض يا قصد از آن قربت باشد يا عين از اينكه همان عين باشد خارج شده باشد - بيع فضولى مىشود ، بنا بر اين اگر متّهب اجازه بدهد صحيح است . و اگر هبه لازم نباشد ظاهراً بيع صحيح است و از واهب واقع مىشود و اين رجوع در هبه خواهد بود . و اين در صورتى است كه به هبه‌اش التفات داشته باشد و گرنه در اينكه بيع آن ، رجوع قهرى باشد تأمل و اشكال است ، پس احتياط ترك نشود . مسأله 19 - رجوع در هبه يا با قول است مثل اينكه بگويد : « رجوع كردم » و آنچه كه اين معنى را برساند . و يا با فعل است ، مانند برگرداندن عين و گرفتن آن از دست متّهب . و از اين قبيل است فروش ، بلكه اجاره و رهن دادن آن در صورتى كه به قصد رجوع در هبه باشد .