السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

52

تحرير الوسيله ( فارسى )

مسأله 32 - اگر او را در استيفاى حقى كه او بر ديگرى دارد وكيل نمايد ، پس كسى كه حق بر عهده‌اش است او را انكار كند ، وكيل مادامىكه وكيل در خصومت نباشد حق ندارد كه با او مخاصمه و مرافعه كند و اثبات حق بر عليه او بنمايد . مسأله 33 - توكيل با جعل ( حق الوكاله ) و بدون جعل جايز است . و در صورت اول ، وقتى مستحق جعل مىشود كه عمل مورد وكالت را تحويل دهد ، پس اگر او را در فروش يا خريد وكيل نمايد و برايش جعلى قرار دهد ، وكيل حق دارد به مجرد تمام كردن معامله ، آن را طلب نمايد ؛ اگر چه موكّل ، ثمن يا مثمن را تحويل نگرفته باشد . و همچنين اگر او را در مرافعه و تثبيت حق وكيل نمايد ، به مجرد اثبات آن ، مستحق جعل مىشود ؛ اگر چه موكّل آن حق را نگرفته باشد . مسأله 34 - اگر او را در گرفتن طلبش از شخصى وكيل نمايد ، پس آن شخص قبل از اداى آن بميرد حق ندارد از ورثهء او مطالبه نمايد ، مگر اينكه وكالت شامل آن باشد . مسأله 35 - اگر او را وكالت دهد كه طلبش را از زيد بگيرد ، پس جهت مطالبهء آن نزد زيد برود و زيد به او بگويد : « اين درهم‌ها را بگير و دين فلانى را - يعنى موكّل او را - بده » پس او هم درهم‌ها را بگيرد ، وكيل زيد در اداى دين او مىشود و مادامىكه طلبكار اين درهم‌ها را قبض نكرده باشد در ملك زيد باقى است و وكيل حق دارد به عنوان وكالت در استيفاى حق از طرف طلبكار ، آن‌ها را بعد از گرفتن از مديون ( زيد ) ، خودش قبض نمايد ، مگر اينكه وكالت مديون شامل قبض وكيل نباشد ، پس زيد حق دارد مادامىكه آن‌ها در دست وكيل است و قبض از طلبكار به نحوى كه ذكر شد ، تحقق پيدا نكرده آن‌ها را استرداد نمايد . و اگر نزد وكيل تلف شدند دين به حال خودش باقى است . و اگر بگويد : « اين‌ها را عوض از دينى كه براى فلانى مطالبه مىكنى بگير » ، او هم آن‌ها را بگيرد براى موكّل گرفته است و ذمهء زيد برىء مىشود و زيد حق استرداد را ندارد . مسأله 36 - وكيل نسبت به آنچه كه در دستش است ، امين مىباشد و ضامن آن نيست ، مگر اينكه تفريط يا تعدّى كند - مانند اينكه لباسى را بپوشد يا چهارپايى را بار كند كه در فروش آن‌ها وكيل بوده - ليكن وكالتش با آن باطل نمىشود ، پس اگر بعد از پوشيدن ، آن را