السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

370

تحرير الوسيله ( فارسى )

چيزى انجام دهد كه نشوز بياورد . و اما هر معصيتى موجب جواز اخراج او نمىشود . و اما بدزبانى و اذيت كردن اهل خانه در صورتى كه به نشوز منتهى نشود در اينكه موجب جواز اخراج باشد اشكال و تأمل دارد . و بعيد نيست آنچه كه موجب حدّ است مطلقا موجب سقوط حق او شود و آنچه كه موجب نشوز است موجب سقوط آن باشد مادامىكه بر نشوز باقى باشد و اگر برگردد حق زن هم بر مىگردد . و همچنين براى زن مطلّقه جايز نيست كه بدون اذن شوهرش خارج شود ، مگر براى ضرورت يا براى اداى واجبى مضيّق . رجوع « رجوع » برگرداندن زن مطلقه در زمان عده‌اش به ازدواج سابقش است . و در زن بائنه و در رجعيه‌اى كه عده‌اش منقضى شده است ، رجوعى نيست . مسأله 1 - رجوع يا با قول است و آن هر لفظى است كه بر انشاى رجوع دلالت كند مانند قول او : « راجعتك الى نكاحى » و مانند آن ، يا دلالت كند بر تمسك به زوجيت زن مانند قول او : « رددتك الى نكاحى » يا « امسكتك فى نكاحى » و در همه ، ساقط كردن « الى نكاحى » و « فى نكاحى » جايز است . و عربيت در آن معتبر نيست ، بلكه به هر لغتى كه معناى مقصود را فايده بدهد واقع مىشود . و يا با فعل است ، به اينكه كارى با او بكند كه فقط براى شوهر با حليله‌اش جايز است مانند وطى و بوسيدن و لمس با شهوت يا بدون آن . مسأله 2 - حلال بودن وطى و كمتر از آن - بوسيدن و لمس - توقف ندارد بر اينكه جلوتر از آن لفظاً رجوع كرده باشد و يا اينكه قصد رجوع به وسيلهء آن را داشته باشد ، چون كه زن رجعيّه در حكم زوجه است . و آيا در اينكه اين‌ها رجوع حساب شود ، قصد رجوع با آن‌ها معتبر است ؟ دو قول است كه اقواى آن‌ها اين است كه معتبر نمىباشد . و اگر قصد عدم رجوع و عدم تمسك به زوجيت داشته باشد در اينكه اين‌ها رجوع باشد تأمل است ؛ البته در خصوص وطى بعيد نيست كه رجوع باشد . و كار غافل و كسى كه سهو مىكند و كسى كه خواب است ، از آنچه كه قصدى براى كار آن‌ها نيست اعتبار ندارد ؛