السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
360
تحرير الوسيله ( فارسى )
كه عدهء زن حرّه منقضى شود بيست و شش روز و دو لحظه است ، به اينكه طهر اولش يك لحظه است ، سپس سه روز حيض مىبيند و پس از آن كمترين طهر را كه ده روز است مىبيند ، سپس سه روز حيض مىبيند ، سپس كمترين طهر را كه ده روز است مىبيند سپس حايض مىشود پس به مجرّد ديدن يك لحظه از اول خون آخرى ، عدهاش منقضى مىشود و اين يك لحظهء آخرى از عده خارج است و فقط تمام بودن طهر سوم بر آن توقف دارد ؛ اين در زن حُرّه است . و اما در أمه ، پس كمترين زمانى كه انقضاى عدهاش در آن امكان دارد سيزده روز و دو لحظه است . مسأله 14 - عدهء متعه در زن حامله وضع حمل او است و در زن غير حامله اگر حيض مىبيند دو قرء مىباشد و منظور از دو قرء در اينجا بنابر اقوى دو حيض مىباشد . و اگر حيض نمىبيند و حال آنكه در سنّ زنى است كه حيض مىبيند ، پس عدهء او چهل و پنج روز است . و منظور از دو حيض ، دو حيض كامل مىباشد ، پس اگر مدتش را ببخشد يا در اثناى حيض مدتش منقضى شود ، بقيهء آن حيض از دو حيض حساب نمىشود . مسأله 15 - معيار در ماهها ، ماههاى قمرى است ، پس اگر طلاق در اول رؤيت هلال واقع شود اشكالى نيست . و اگر در اثناى ماه واقع شود در آن اختلاف و اشكال است و شايد اقوى در نظر اين باشد كه دو ماه وسطى هلالى قرار داده شوند و مقدارى كه از اولى فوت شده از چهارمى تكميل شود . مسأله 16 - اگر در انقضاى عده و عدم آن اختلاف نمايند ، قول زن با قسمش مقدم مىشود ؛ چه انقضاى آن را ادعا كند يا عدم انقضا را . و چه عدهاش به قرءها باشد يا به ماهها . عدّهء وفات مسأله 1 - عدهء زنى كه شوهرش فوت كرده در صورتى كه حامله نباشد چهار ماه و ده روز است ؛ صغيره باشد يا كبيره ، يائسه باشد يا غير يائسه ، به او دخول شده باشد يا نه ، دائمى باشد يا منقطعه ، از صاحبان قرءها باشد يا نه . و اگر حامله باشد ، عدهاش دورترين زمان از وضع حمل و مدت چهار ماه و ده روز است .