السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

343

تحرير الوسيله ( فارسى )

يا پدر - با تزويج نمودن او يا دادن مهر براى او واجب نمىباشد اگر چه با احتياج او به ازدواج و قدرت نداشتن او بر آن و بر بذل صداق خصوصاً در پدر ، احوط ( استحبابى ) است . مسأله 10 - بر فرزند نفقهء پدر واجب است نه نفقهء اولاد پدر - زيرا برادرهايش مىباشند - و نه نفقهء زوجهء پدر . و بر پدر ، نفقهء فرزندش و اولاد او واجب است ؛ نه زوجهء او . مسأله 11 - نفقهء نزديكان قضا ندارد و اگر در وقت و زمان آن فوت شود و لو اينكه با تقصير منفق ( نفقه دهنده ) باشد جبران نمىشود و در ذمّهء او مستقر نمىشود - به خلاف زوجه ، همانطور كه گذشت - البته اگر به خاطر غيبت او بر او انفاق نكند ، يا با اينكه تمكن دارد از انفاق او خوددارى كند و منفق عليه ( كسى كه نفقه به او داده مىشود ) مرافعه را پيش حاكم ببرد و حاكم او را امر به استقراض بر عهدهء منفق نمايد و او هم بر عهدهء منفق استقراض نمايد ، ذمهء منفق مشغول به آن مىشود و بر او واجب است كه آن را قضا كند . مسأله 12 - براى وجوب انفاق ، هم از جهت منفق و هم از جهت منفقٌ عليه ترتيب است : اما از جهت اول ، پس نفقهء فرزند - پسر باشد يا دختر - بر پدرش واجب است و اگر پدر نباشد و يا فقير باشد بر جد پدرى واجب است و با نبود جد يا فقير بودن او ، بر جد پدر واجب است و همچنين به طور الاقرب فالاقرب ، بالا مىرود و با نبود آن‌ها يا توانايى نداشتن ايشان ، بر مادر فرزند واجب است و با نبود يا فقر او بر پدر مادر ، و مادر پدر مادر ، و پدر مادر مادر ، و مادر مادر مادر ، و همچنين بر الاقرب فالاقرب واجب است . و با مساوى بودن آن‌ها در درجه ، در آن به طور مساوى شريك مىباشند اگر چه در مرد بودن و زن بودن مختلف باشند . و در حكم پدران مادر و مادران مادر ، مادر پدر است و هر كسى كه به واسطهء مادر با پدر قرابت دارد ، مانند پدر مادر پدر و مادر مادر او و مادر پدر او و به همين صورت . پس نفقهء فرزند با نبود پدران و مادر او بر آن‌ها واجب است ، البته با مراعات الاقرب فالاقرب نسبت به فرزند ، پس اگر پدر و جدى داشته باشد كه توانگرند پس نفقه بر پدر است و اگر پدر و مادر داشته باشد نفقه بر پدر است و اگر جدّ پدرى و