السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

341

تحرير الوسيله ( فارسى )

نفقهء اقارب ( نزديكان ) مسأله 1 - انفاق بر پدر و مادر و پدران و مادران آن‌ها اگر چه بالا روند و بر اولاد و فرزندان آن‌ها اگر چه پايين روند - بنابر تفصيلى كه مىآيد - واجب است ؛ مرد باشند يا زن ، صغير باشند يا كبير ، مسلمان باشند يا كافر - و بر غير عمودين ( اين دو ستون ) از نزديكان ، نفقه دادن واجب نيست ؛ اگر چه مستحب است ، خصوصاً خويشاوندى كه وارث او مىباشد . مسأله 2 - در وجوب انفاق بر قريب ، فقر و احتياج او شرط است ؛ به اين معنى كه فعلًا روزىاش را نداشته باشد ، پس بر كسى كه فعلًا بر نفقه‌اش قدرت داشته باشد ، انفاق واجب نيست ؛ اگر چه فقيرى باشد كه روزى سالش را نداشته باشد ، و گرفتن زكات و مانند آن برايش جايز باشد . و اما كسى كه نفقه‌اش را فعلًا نداشته باشد ، ولى بر تحصيل آن قدرت داشته باشد ، پس اگر با غير كسب باشد مانند قرض گرفتن و طلب بخشش و سؤال ، بدون اشكال مانع وجوب انفاق بر او نمىباشد . و اگر قدرت بر تحصيل ، با كسب باشد ، پس اگر به واسطهء قدرت داشتن بر ياد گرفتن صنعتى كه امرار معاشش به آن است باشد و يادگيرى آن را ترك نموده است و بدون نفقه مانده است پس در وجوب انفاق بر او ، اشكالى نيست . و همچنين است حال اگر برايش كسب كردن به واسطهء آنچه كه تحمّل آن بر او مشقت دارد ، ممكن باشد مانند برداشتن چيزهاى سنگين ، يا آنچه كه مناسب شأن او نيست و كسب كردن را به اين جهت ترك نمايد ، پس انفاق بر او واجب است . و اگر بر كسبى كه مناسب شأنش است توانايى داشته باشد و براى راحتى آن را ترك كرده باشد ظاهر آن است كه انفاق بر او واجب نيست ولى اگر زمان كسب از او به طورى فوت شده كه فعلًا به روزى يك روز يا چند روز احتياج داشته باشد و به تحصيل نفقه قادر نباشد ، انفاق بر او واجب است اگر چه عجز او با اختيارش پيدا شده باشد ؛ چنان كه اگر آن شغل را نه براى طلب راحتى ، بلكه براى آن‌كه به امر دنيوى يا دينى مهمى مشغول شده است ترك كرده باشد ، مانند طلب علم واجب ، وجوب انفاق بر او ساقط نمىشود . مسأله 3 - اگر براى زن ، ازدواج - دائم باشد يا منقطع - با كسى كه لايق او است و قيام به نفقه‌اش مىكند ، ممكن باشد ، آيا در حكم شخص قادر است ، پس انفاق بر او واجب نمىباشد يا نه ؟ دو وجه است كه وجيه‌ترين آن‌ها دومى است .