السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
31
تحرير الوسيله ( فارسى )
ضمان دين مدتدار به طور مدتدار و حالّ . و همچنين است ضمان دين مدتدار به بيشتر يا كمتر از مدت آن . مسأله 7 - اگر ضامن ، بدون اذن مضمون عنه ، ضامن شود حق رجوع به او را ندارد . و اگر به اذن او باشد حق رجوع به او را دارد ، ليكن بعد از پرداخت دين ، نه به مجرّد ضمانت . و فقط به مقدارى كه پرداخته به او رجوع مىكند ، پس اگر مضمون له با ضامن دين را به قسمتى از آن مصالحه كنند يا مضمون له ، ضامن را از بعض آن ابراء نمايد ، به مقدارى كه به وسيلهء مصالحه و ابراء از ذمّهاش ساقط شده رجوع نمىكند . مسأله 8 - اگر ضمانت با اذن مضمون عنه باشد ، در صورتى ضامن با پرداختن دين به او مراجعه مىكند كه مدت دينى كه بر مضمون عنه بوده ، سررسيده باشد ، و گرنه حق رجوع به او را ندارد ، مگر بعد از رسيدن وقت آن ؛ پس اگر دين مدتدار را به طور حالّ ، يا مدتدار را به كمتر از مدت آن ، ضمانت كند ، سپس آن را ادا كند ، حق رجوع به او را ندارد ، مگر بعد از رسيدن وقت آن . البته اگر صريحاً به ضمانت او به طور حالّ يا به كمتر از آن مدت اذن داده باشد ، بنابر اقرب ، بعد از اداى آن رجوع به او جايز است و اما اگر برعكس آن باشد ، به اينكه دين حالّ را به طور مدتدار يا مدتدار را به بيشتر از آن مدت و با رضايت مضمون عنه ضمانت نمايد و قبل از رسيدن وقت آن ، آن را ادا نمايد ، به مجرد اداى آن در دين حالّ و به رسيدن وقت آن در جايى كه به بيشتر از آن ، ضمانت كرده باشد به شرط اداى آن ، حق رجوع به او را دارد و همچنين اگر قبل از پايان مدت بميرد آنگاه دين به واسطهء مرگ او حالّ شود و ورثهاش از تركهء او بپردازند آنها حق رجوع به مضمون عنه را دارند . مسأله 9 - اگر با اذن مضمون عنه ، دين مؤجل را به طور مدتدار ضمانت نمايد ، سپس قبل از سپرى شدن هر دو مدت بميرد و آنچه بر عهدهء او آمده حالّ شود و از تركهاش برداشته شود ، ورثهاش حق رجوع به مضمون عنه را ندارند ، مگر بعد از رسيدن وقت دين كه بر او بود . و دين نسبت به مضمون عنه به سبب مرگ ضامن ، حالّ نمىشود و فقط نسبت به ضامن حالّ مىشود .