السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
251
تحرير الوسيله ( فارسى )
نمايد ؛ پس بايد از صاحب آن تفحص كند و در صورت يأس از يافتن او ، آن را صدقه بدهد ، بلكه در جايى هم كه بداند آنچه كه موجود است مال گيرنده است ليكن نداند كه او عمداً عوض كرده است احتياط همين است . خاتمه اگر بچهاى را كه گم شده و نگهدارى كنندهاى ندارد و خودش مستقلًا نمىتواند به آنچه كه مصلحت او است و دفع آنچه كه موجب ضرر و هلاكت او است اقدام نمايد - و به او « لقيط » گفته مىشود - بيابد ، التقاط و گرفتن او جايز و بلكه مستحب است ، بلكه اگر در معرض تلف باشد و حفظ او متوقف بر گرفتن او باشد ، از باب مقدمه ، واجب است ، چه اين لقيط بچهاى باشد كه خانوادهاش به جهت عجز از نفقهء او يا ترس از تهمت ، او را در جاده يا مسجد و مانند آنها رها كرده باشند يا غير آن . بلكه اگر چه مميز باشد بعد از آنكه صدق كند كه گم شده و آواره است و نگهدارى كنندهاى ندارد . و بعد از آنكه لقيط گرفته شد و او را التقاط نمود ، واجب است كه خودش يا به وسيلهء شخص ديگرى او را حضانت و حفاظت نموده و به لوازم تربيت او اقدام نمايد . و او سزاوارتر است از ديگرى نسبت به او تا بالغ شود ؛ پس كسى حق ندارد كه او را از دست او بگيرد و متصدّى حضانت او شود ، البته غير از كسى كه شرعاً داراى حق حضانت به جهت حق نسب است مانند پدر و مادر و اجداد و بقيهء اقارب ، يا به جهت حق وصايت مانند وصى پدر يا جد در صورتى كه يكى از اينها پيدا شود ، پس با اين وضع از عنوان لقيط خارج مىشود ؛ چون كه در اين صورت داراى نگهدارىكننده مىباشد و لقيط كسى است كه داراى نگهدارى كنندهاى نباشد . و چنان كه اينها حق حضانت دارند حق هم دارند كه او را از دستگيرندهاش بگيرند ، همچنين اين كار بر آنها لازم است ؛ پس اگر خوددارى نمودند مجبور به آن مىشوند . مسأله 1 - اگر لقيط ، مالى از قبيل فرش يا پوشش كه زيادتر از نيازش است يا غير آن را داشته باشد براى ملتقط جايز است كه آن را با اذن حاكم شرع يا وكيل او خرج نفقهء او نمايد و با نبود آنها و بنابر احتياط ( واجب ) نبود عدول مؤمنين ، براى خود او جايز است و ضمانى بر او نمىباشد . و اگر مالى نداشته باشد ، پس اگر كسى پيدا شود كه نفقهء او را بدهد