السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
248
تحرير الوسيله ( فارسى )
المالك نمايد ، پس بعد از يأس از مالك ، آن را صدقه بدهد . مسأله 30 - آنچه كه در خرابهء قديمى كه اهل آن سپرى شدهاند و در صحراها و هر زمينى كه صاحب ندارد به طور دفن شده پيدا مىشود ، بدون تعريف ، مال يابندهء آن مىباشد و بر او است كه خمس آن را ، در صورتى كه صدق گنج بر آن شود - چنان كه در كتاب خمس گذشت - بدهد و همچنين مالِ يابنده مىباشد آنچه كه افتاده و به شهادت بعضى از علائم و خصوصيات بداند يا گمان پيدا كند كه مال اهل زمانِ يابنده نيست . و اما آنچه كه معلوم باشد كه مال اهل زمان يابنده است لقطه مىباشد ، پس تعريف آن در صورتى كه به مقدار درهم و بيشتر باشد واجب است و تحقيقاً گذشت كه در هر شهرى كه بخواهد آن را تعريف مىكند . مسأله 31 - اگر مالك لقطه قبل از تعريف يا بعد از آن معلوم شد ، ليكن رساندن به او و به وارثش ممكن نباشد در اجراى حكم لقطه بر آن ، به اينكه مخيّر بين سه امر باشد ، يا اجراى حكم مجهول المالك بر آن و متعين شدن صدقه دادن آن ، دو وجه است و احتياط ( واجب ) آن است كه امر آن را به حاكم شرع ارجاع دهد . مسأله 32 - اگر ملتقط بميرد ، پس اگر بعد از تعريف و تملك باشد منتقل به وارث او مىشود . و اگر بعد از تعريف و قبل از تملك باشد وارث او بين سه امر مخيّر است . و اگر قبل از تعريف يا در اثناى آن باشد بعيد نيست كه حكم مجهول المالك بر آن جارى باشد . مسأله 33 - اگر مالى را در خانهء آبادى كه ديگرى ساكن آن است پيدا كند ، چه ملك ديگرى باشد يا استيجارى يا استعارهاى بلكه يا غصبى باشد ، بايد آن را به ساكن خانه معرفى نمايد ؛ پس اگر ادعاى ملكيت آن را بنمايد مال او مىباشد ، بنا بر اين بايد بدون بيّنه ، به او رد نمايد . و اگر بگويد : « نمىدانم » پس جريان اين حكم ، اشكال دارد . و اگر آن را از خود نفى كند احتياط ( واجب ) آن است كه حكم لقطه بر آن جارى شود و احتياط بيشتر از آن اجراى حكم مجهول المالك است ؛ پس بعد از يأس از مالك ، آن را صدقه بدهد . مسأله 34 - اگر چيزى را در درون حيوانى كه از ديگرى به او منتقل شده پيدا كند ، پس اگر غير از ماهى باشد ، مانند گوسفند و گاو ، بايد آن را به صاحب سابق آن معرفى نمايد ،