السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

247

تحرير الوسيله ( فارسى )

مالكش ، نزد او امانت بماند . و اما اگر تملك يا تصدّق را اختيار كند در ضمان او واقع مىشود همانطور كه خواهى شناخت . مسأله 26 - اگر مالك پيدا شود و حال آن‌كه ملتقط بعد از تعريف آن را تملك نموده است پس اگر عين باقى باشد آن را مىگيرد و حق ندارد ملتقط را به دفع بدل - كه عبارت از مثل يا قيمت باشد - ملزم نمايد و ملتقط هم حق ندارد مالك را به گرفتن عوض ملزم نمايد . و اگر تلف شده باشد يا به بيع و مانند آن به ديگرى منتقل شده باشد ، عوض آن را - مثل يا قيمت - از ملتقط مىگيرد . و اگر مالك بعد از آن‌كه ملتقط آن را صدقه داده باشد پيدا شود ، حق رجوع به عين را ندارد اگر چه نزد كسى كه به او صدقه داده شده ، موجود باشد و فقط مىتواند به ملتقط رجوع كند و عوض مالش را از او - در صورتى كه راضى به تصدق آن نباشد - بگيرد و اگر راضى به صدقه باشد ، حق رجوع به ملتقط را ندارد و اجر صدقه مال او مىباشد . اين در صورتى است كه مالك پيدا شود و اما اگر پيدا نشود چيزى در هر دو صورت بر ملتقط نيست . مسأله 27 - با دادن لقطه به حاكم شرع ، تعريف از ملتقط ساقط نمىشود ، اگر چه برايش جايز است كه آن را قبل از تعريف و بعد از آن ، به حاكم تحويل دهد ، بلكه اگر تصدق به آن را بعد از تعريف اختيار نمود ، بهتر است كه آن را به حاكم شرع بدهد تا او صدقه بدهد . مسأله 28 - اگر مالك پيدا شود و براى لقطه نماى متصلى حاصل شده باشد تابع عين مىباشد ؛ پس عين را با نماى آن مىگيرد ؛ چه قبل از تمام شدن تعريف يا بعد از آن حاصل شده باشد و چه قبل از تملك يا بعد از آن پيدا شده باشد . و اما نماى منفصل آن ، چنانچه بعد از تملك پيدا شده باشد مال ملتقط مىباشد ، پس اگر عين موجود باشد ، خود عين را - نه نماى آن را - به مالكش برمىگرداند و اگر در زمان تعريف يا بعد از آن قبل از تملك پيدا شود مال مالك مىشود . مسأله 29 - اگر بعد از برداشتن لقطه ، نماى منفصلى براى آن حاصل شود ، پس اگر عين آن را يك سال تعريف كند و مالك را پيدا نكند ، آيا حق دارد به تبع عين ، نما را تملك نمايد يا نه ؟ دو وجه است ، كه احتياط ( واجب ) دومى آن‌ها است ؛ به اينكه با آن معاملهء مجهول