السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

223

تحرير الوسيله ( فارسى )

گوسفند و غيره و همچنين براى آن‌كه ميوه‌ها در آن خشك شود يا علف و هيزم در آن جمع شود كافى است . و اگر در زمين موات ديوارى را به قصد ساختن خانه بنا كند و قبل از آن‌كه بر آن سقفى بزند قصدش عوض شود و نيّت كند كه حصار حيوانات باشد ، مالك آن مىشود همانند اينكه از اول چنين قصدى را نموده باشد . و همين طور مالك آن مىشود در عكس آن ؛ به اين صورت كه ديوار آن را به قصد حصار بكشد سپس تصميم بگيرد كه روى آن را سقف بزند و خانه قرار دهد . مسأله 2 - در احياى موات جهت مزرعه - بعد از بر طرف نمودن موانع - معتبر است كه زمين هموار شود در صورتى كه داراى پستى و بلندىهايى باشد كه مانع قابليت آن براى زراعت است و معتبر است كه ترتيب آبيارى زمين داده شود خواه به جدا نمودن جويى از نهر ، يا كندن قنات براى آن يا حفر چاه ؛ و به وسيلهء اين‌ها احياى آن كامل مىشود و محيى مالك آن مىگردد . و در احياى آن شخم زدن معتبر نيست تا چه رسد به زراعت آن . و اگر زمين از آن زمين‌هايى باشد كه در زراعتش احتياجى به آبيارى نداشته باشد ، به علت اينكه آب آسمان كفايتش مىكند ، انجام دادن امور ديگر غير از ترتيب دادن آب ، در احياى آن كفايت مىكند . و اگر به خودى خود براى زراعت آماده باشد ، به اينكه مانعى از آنچه كه ذكر شد براى زراعت نداشته باشد و فقط به آب‌رسانى احتياج داشته باشد ، مرز درست كردن با خاك دور آن ، با رساندن آب به آن در احيايش كفايت مىكند . و اگر به آب‌رسانى هم از جهت اينكه آب آسمان كفايتش مىكند احتياجى نداشته باشد مانند بعضى از زمين‌هاى هموار و تپه‌هايى كه در زراعتشان به علاج نيازى نيست و قابل زراعت به صورت كشت ديمى مىباشند ، ظاهر آن است كه احيايى كه مفيد ملكيت آن‌ها است اين است كه دور آن را مرز بكشد و آن را شخم زده و زراعت نمايد ، بلكه بعيد نيست كه شخم زدن در تملك آن كافى باشد و اما كافى بودن مرز ، بدون شخم زدن و زراعت ، داراى اشكال است . البته مرز بستن - بدون اشكال - تحجير مىباشد كه مفيد اولويت است . مسأله 3 - آنچه كه در احياى زراعت معتبر است ، در احياى باغ هم معتبر مىباشد به ضميمهء كاشتن نخل يا درخت‌هايى كه قابل نموّ مىباشند . و ديوار كشيدن دور آن ، حتى در