السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
221
تحرير الوسيله ( فارسى )
برمىگردد . و اما اگر به وسيلهء فعل كسى غير از تحجيركننده از بين برود بعيد نيست كه با نزديك بودن زمان محو آثار ، حقش باقى بماند . و در صورت طولانى بودن مدت ، ظاهر آن است كه مطلقاً باطل مىشود . بلكه در صورتى كه آثار آن خود به خود از بين رفته باشد ، در صورتى كه به خاطر طول كشيدن مدت تعطيل آن نباشد ، بعيد نيست كه حقش باقى باشد ، مانند اينكه زوال آن به سيل يا مثلًا باد حاصل شده باشد . مسأله 24 - تحجيركننده حق تعطيل و اهمال در تعمير مواتى را كه تحجير نموده ندارد ، بلكه لازم است كه در پى تحجير ، مشغول آباد كردن آن شود ؛ پس اگر اهمال كند و مدت طولانى شود و شخصى ديگر بخواهد آن را احيا كند احتياط ( واجب ) آن است كه امر آن را پيش حاكم - با وجود و بسط يد او - ببرند ، پس تحجيركننده را به يكى از دو امر ملزم مىنمايد : يا آباد كردن ، يا دست برداشتن از آن تا ديگرى آن را آباد كند ، مگر اينكه عذر موجّهى ارائه دهد - مثل اينكه در انتظار وقت مناسب آن يا اصلاح وسايل يا حضور كارگرها است - پس به مقدارى كه عذرش بر طرف مىشود به او مهلت داده مىشود . ولى توانا نبودن بر تهيّهء اسباب به خاطر فقر و انتظار بىنيازى كشيدن و توانا شدن عذر نمىباشد ، مگر با وجود اميد و توقع بر اينكه به واسطهء حاصل شدن اسباب ، تمكن پيدا شود . پس اگر در فرض گذشته ، آن مدت بگذرد و به آباد كردن آن مشغول نشود حقش باطل مىشود و براى ديگرى جايز است كه قيام به آباد كردن آن نمايد . و اگر حاكمى كه قيام به اين امور كند نباشد ، ظاهر آن است كه در صورتى كه در آبادى آن اهمال كرده باشد و مدت اهمال به طورى طولانى شود كه در عرف تعطيل حساب شود حقش ساقط مىشود ، پس براى ديگرى جايز است كه آن را احيا كند و او حق جلوگيرى او را ندارد . و احتياط ( مستحب ) مراعات حق او است مادامىكه از مدت تعطيل و اهمال او سه سال نگذشته باشد . مسأله 25 - ظاهر آن است كه در تملك به احيا ، قصد تملك شرط است مانند تملك به حيازت ، مثل صيد نمودن و جمع نمودن هيزم و علف و مانند اينها ، پس اگر چاهى را در بيابانى به قصد آنكه نيازش را مادامىكه آنجا هست برآورد ، حفر كند مالك آن نمىشود ، بلكه براى او نيست مگر حق اولويت ، مادامىكه اقامت دارد ، پس اگر كوچ نمايد اين اولويت از بين مىرود و براى همه مباح مىشود .