السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

219

تحرير الوسيله ( فارسى )

است و چه اذيتى ؟ ! و همچنين است احداث آنچه كه همسايه از بو يا دود يا صداى آن اذيت مىشود ، يا احداث چيزى كه از رسيدن هوا به او يا از تابيدن آفتاب بر او و غير اين‌ها جلوگيرى مىنمايد . مسأله 18 - در تملك با احيا شرط است كه شخصى به وسيلهء تحجير بر او سبقت نگرفته باشد ؛ زيرا تحجير براى تحجيركننده مفيد اولويت است ، پس او نسبت به احيا و تملك مورد تحجير ، از غير خودش اولى مىباشد ؛ بنا بر اين ، حق جلوگيرى دارد . و اگر بر تحجيركننده زور بگويد و آن را احيا كند مالك آن نمىشود . و منظور از « تحجير » اين است كه آنچه دلالت بر ارادهء احيا نمايد احداث كند مانند قرار دادن سنگ‌ها يا جمع نمودن خاك يا كندن پايه يا فرو بردن تخته ، يا نى يا مانند اين‌ها در اطراف و جوانب آن ، يا اينكه شروع كند در احياى آنچه كه احياى آن را اراده نموده است ، مانند اينكه چاهى از چاه‌هاى قنات مندرسى كه احياى آن را اراده نموده است حفر كند ، زيرا كندن آن نسبت به بقيهء چاه‌ها تحجير مىباشد ، بلكه و نسبت به زمين‌هاى مواتى كه بعد از جريان از آب قنات آبيارى مىشوند ؛ پس كسى حق احياى آن قنات و احياى آن زمين‌ها را ندارد . و همچنين است اگر بخواهد نيزارى را كه در آن آب و نى مىباشد احيا كند پس اگر فقط شروع به قطع آب آن نمايد تحجير آن مىباشد و كسى حق ندارد كه با قطع نى آن ، آن را احيا كند . مسأله 19 - تحجير ، علاوه بر دلالتش بر اصل احيا ، بايد بر مقدارى كه احيايش را اراده نموده دلالت نمايد ، پس اگر تحجير آن مثلًا به قرار دادن سنگ‌ها يا جمع نمودن خاك يا فرو نمودن چوب يا نى باشد حتماً بايد در تمام جوانب باشد تا آن‌كه دلالت كند كه همهء آنچه را كه علامت آن را احاطه نموده ، قصد احيايش را كرده است . البته در مثل احياى قنات مخروبه ، شروع در حفر يكى از چاه‌هاى آن - چنان كه قبلًا به آن اشاره كرديم - كفايت مىكند ؛ زيرا اين كار - به حسب عرف - دليل است بر اينكه او در صدد احياى تمام قنات است ، بلكه زمين‌هايى هم كه به آن تعلق دارد عرفاً چنين است . بلكه اگر چاهى را به خاطر احداث قنات در زمين موات بالاصل بكند ، ممكن است گفته شود كه اين كار ، نسبت به اصل قنات و نسبت به زمين‌هاى مواتى كه بعد از تمام شدن قنات و جارى شدن آب ، از آب آن مشروب مىشوند ، تحجير مىباشد ، پس كسى حق ندارد كه اطراف آن را احيا كند