السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
215
تحرير الوسيله ( فارسى )
ندارد . پس صاحب قنات از احياى بالاى آنها جهت زراعت و غير آن - در صورتى كه ضررى براى قنات نداشته باشد - حق جلوگيرى ندارد . مسأله 10 - تحقيقاً گذشت كه دورى مذكور در قنات فقط نسبت به چاهى كه محل جوشيدن آب يا منشأ آن است ملاحظه مىشود و اما چاههاى ديگرى كه محل جريان آب مىباشند رعايت اين فاصله بين آنها لازم نيست ، پس اگر نفر دوم قناتى را در زمين سخت احداث كند و سرچشمهء آن پانصد ذراع از محل جوشيدن قنات اولى دور باشد سپس در چاههايى كه مجراى آب مىباشند به قدرى به ديگرى نزديك شود كه فاصله بين چاههاى اولى و چاههاى دومى مثلًا به ده ذراع برسد ، صاحب قنات اولى حق منع او را ندارد . البته اگر فرض شود كه نزديكى آنها به اين چاهها از جهت جذب كردن آبى كه در آن جريان دارد يا از جهت ديگر ، ضرر مىزند بايد به حدى كه دفع ضرر شود ، از آن دور شود . مسأله 11 - قريهاى كه در زمين موات ساخته شده است داراى حريمى مىباشد كه كسى حق احياى آن را ندارد و اگر آن را احيا كرد مالكش نمىشود . و حريم قريه آن چيزى است كه به مصالح قريه و مصالح اهل آن تعلق دارد ؛ از قبيل راههايى كه از آن شروع مىشود و راههايى كه به آن ختم مىگردد و مسيل آب قريه و جاى جمع شدن خاك و زبالهء آن و جاى ريختن كود و خاكستر آن و راه آب و مجمع اهالى آن جهت مصالح اهالى بر حسب عادتشان و مدفن مردهها و محل چراى گله و محل جمعآورى هيزم آنان و غير اينها . و منظور از قريه ، خانهها و مسكنهايى است كه در كنار هم ، محل سكونت مىباشند ، پس اين حريم براى آبادى و مزرعهاى كه داراى چندين كشتزار و باغهاى متصل به هم است كه از خانهها و مسكنها و ساكنين خالى است ثابت نمىباشد ؛ پس اگر شخصى قناتى را در فلاتى احيا نمايد و زمين پهناورى را به مقدارى كه آب آن قنات برايش كافى مىباشد احيا كند و در آن زراعت نموده و نخيل و درختها را در آن بكارد ، موات مجاور زمين احيا شده ، حريم آن نمىباشد تا چه رسد به تپّهها و كوههاى نزديك آن ، بلكه اگر بعد از اين ، در آن زمين احيا شده ، خانهها و مسكنهايى را احداث كند تا اينكه قريهء بزرگى شود ، ثبوت حريم براى آن مشكل مىباشد ؛ البته اگر آنها را در كنار