السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

177

تحرير الوسيله ( فارسى )

شراب سركه شود - و خواه آن ضميمه مستهلك نشود بلكه تا بعد از انقلاب شراب به سركه همانطور باقى بماند . ليكن شرط است كه اختلاط آن جهت علاج و به اندازهء متعارف باشد ، ولى اگر زيادتر از آن باشد محل اشكال است ، بلكه با غلبهء آن ، اقوى آن است كه حرام و نجس باشد . و اما چيزى كه در حدّ متعارف ممزوج با آن شده و باقى مانده است ، به تبعيت آن پاك مىگردد ، همانطور كه ظرف آن به تبعيت پاك مىشود . مسأله 18 - « فُقّاع » در صورتى كه داراى نشيش و جوشش باشد ، از محرمات است اگر چه مسكر نباشد . و فقاع ، شراب معروفى است كه در اوايل غالباً از جو گرفته مىشد . و ماء الشعير ( آب جو ) كه بين اطبّاء معمول است از فقاع نمىباشد . مسأله 19 - عصير عنبى ( عصارهء انگور ) در صورتى كه خود به خود نشيش پيدا كند و بجوشد يا به وسيلهء آتش به جوش آيد ، حرام است . ولى عصير كشمش و خرما در صورتى كه به سبب آتش به جوش درآيند ، حلال مىباشند . و همچنين است اگر خود به خود بجوشند مگر اينكه مسكر بودن آن‌ها ثابت شود ، و ظاهر آن است كه جوشيدن به وسيلهء آفتاب مانند جوشيدن به آتش است ، پس حكم آن را دارند . مسأله 20 - آبى كه در درون حبّهء انگور است ظاهراً در حكم عصارهء انگور مىباشد ؛ پس اگر خود به خود يا به وسيلهء آتش بجوشد حرام مىباشد . البته مادامىكه جوشش آن ، احراز نشود حكم به حرمت آن نمىشود ، پس اگر يك حبّه انگور به درون ديگى كه مىجوشد ، بيفتد و در آب جوشان ، بالا و پايين رود ، مادامىكه جوشش آن معلوم نشود حرام نمىباشد و مجرد آنچه كه ذكر شد ، موجب جوشيدن درون حبه نمىباشد . مسأله 21 - معلوم است كه كشمش به تنهايى آبى ندارد ، پس مقصود از عصير كشمش آن آبى است كه شيرينى از آن تحصيل نمايد يا به اين صورت كه كوبيده شود و با آب مخلوط گردد و يا به اينكه در آب قرار داده شود و بعد از مدتى ، شيرينى كشمش را پيدا كند به طورى كه در شيرينى ، مانند عصارهء انگور گردد و يا به اينكه در آب خيسانده شود و سپس فشرده شود و در نتيجه عصارهء آن بيرون بيايد . و اما اگر كشمش به حال خودش باشد و در درون آن آبى پيدا شود ظاهراً عصير آن نمىباشد ، پس با جوشيدن حرام نمىشود اگر چه بگوييم كه عصير جوشيدهء كشمش حرام است . بنا بر اين كشمشى كه در