السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
169
تحرير الوسيله ( فارسى )
پس اگر غير عذره هم مىخورد ، صدق عرفى تحقق پيدا نمىكند پس حرام نمىشود ، مگر اينكه تغذيهاش به غير عذره جداً ندرت داشته باشد به طورى كه در نظر عرف در حكم نخوردن باشد - و اينكه مدت مورد توجهى از آن تغذيه نمايد و ظاهر آن است كه تغذيهء يك شب و روز كافى نباشد ، بلكه صدق عرفى به كمتر از دو روز حتى كمتر از سه روز مشكوك است . مسأله 16 - حكم جلل شامل هر حيوان حلالى مىشود حتى پرنده و ماهى . مسأله 17 - شير و تخم حيوان - مانند گوشت آن - به واسطهء جلل حرام مىشوند ، و به چيزى كه گوشت آن حلال مىشود حلال مىشوند . و خلاصه : اين حيوانى كه حرمت بر آن عارض شده در تمام احكام قبل از آنكه استبراء شود و حكمش بر طرف گردد ، مانند حيوانى است كه اصالتاً حرام است ، البته اين حكم در بعضى از افراد كلّى مبنى بر احتياط است . مسأله 18 - ظاهر آن است كه جلل مانع تذكيه نمىباشد ؛ پس حيوان جلّال تذكيه مىشود با آن چيزى كه غير جلّال با آن تذكيه مىگردد و پاك شدن گوشت و پوستش بر آن مترتب مىشود مانند بقيه حيواناتى كه اصالتاً حرام هستند و قابل تذكيه مىباشند . مسأله 19 - حرمت حيوان جلّال ، با استبراء از بين مىرود ؛ به اينكه خوردن عذره را ترك نمايد و به غير آن تغذيه كند تا اينكه اسم جلل از آن بر طرف شود و بعد از زوال اسم جلّال احتياط آن است كه مدتى كه در هر حيوان منصوص شده ، بگذرد و اين احتياط ترك نشود . و آن مدت در شتر ، چهل روز و در گاو ، بيست روز و احوط ( استحبابى ) سى روز و در گوسفند ، ده روز و در مرغابى ، پنج روز و در مرغ ، سه روز و در ماهى ، يك روز و شب است . و در غير آنچه كه ذكر شد ، معيار بر طرف شدن اسم جلل است به طورى كه صدق نكند كه تغذيه به عذره مىكند ، بلكه صدق كند كه غذايش غير عذره است . مسأله 20 - كيفيت استبراء اين است كه حيوان با بستن يا حبس شدن در مدت مقرر از تغذيه با عذره جلوگيرى شود و در اين مدت بنابر احتياط ( مستحب ) علف پاك خورانده شود ، اگر چه اكتفا به غير آنچه كه موجب جلل است ، مطلقاً اگر چه متنجس يا نجس باشد