السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
167
تحرير الوسيله ( فارسى )
هر صاحب پنجه - چه قوى باشد كه با آن پرندگان را صيد كرده و بدرّد مانند باز و قوش و عقاب و شاهين و قرقى يا ضعيف باشد كه بر آن قدرت نداشته باشد مانند لاشخور و كركس - اينها از پرندگان حرام مىباشند . مسأله 7 - احتياط ( واجب ) پرهيز و اجتناب نمودن از همهء اقسام كلاغ است حتى زاغ - و آن كلاغ زراعت است - و حتى كلاغ « غداف » كه از زاغ كوچكتر و خاكى رنگ مانند خاكستر مىباشد و در كلاغ « ابقع » كه داراى رنگ سياه و سفيد است و به آن عقعق گفته مىشود و در كلاغ سياه بزرگ كه در كوهها سكونت دارد و اين هر دو مردار مىخورند اين احتياط تأكيد مىشود و احتمال قوى مىرود كه اين دو از پرندههاى درنده باشند ، پس حرام بودن آن تقويت مىشود بلكه حرمت در هر نوع كلاغى خالى از قرب نيست . مسأله 8 - پرندهء حلال از پرندهء حرام به دو امر تشخيص داده مىشود كه هر كدام از آنها در موردى كه بر حليّت و بر حرمت آن تصريح نشده باشد ، شرعاً علامت حلال بودن و حرام بودن قرار داده شده ، نه در موردى كه نصّى بر حكم آن از حيث حليّت و حرمت باشد مانند انواع گذشته . يكى از آن دو امر « صفيف » و « دفيف » است ، پس هر پرندهاى كه صفيفش - و آن گشادن بالها در وقت پريدن است - بيشتر از دفيفش - و آن تكان دادن بالهايش در وقت پريدن است - باشد حرام است . و هر پرندهاى كه عكس آن باشد به اينكه دفيفش بيشتر باشد ، حلال است . دومى آنها « حوصله » و « قانصه » و « صيصيه » است ؛ پس هر پرندهاى كه يكى از اين سه را داشته باشد حلال است و هر پرندهاى كه هيچ يك از آنها را نداشته باشد حرام است . و « حوصله » چيزى است نزديك گلو ، كه دانه و غير آن از خوردنى ، در آن جمع مىشود ( چينهدان ) و « قانصه » قطعه محكمى است كه سنگهاى ريزى كه پرنده مىخورد در آن جمع مىشود ( سنگدان ) و « صيصيه » خارى است كه در پشت پاى پرنده قرار دارد . و پرندهء آب ( دريايى ) با غير آن در دو علامت ذكر شده مساوى مىباشد ، پس هر آنچه كه دفيفش بيشتر از صفيفش باشد يا در آن ، يكى از اين سه نشانه باشد ، حلال است اگر چه ماهى مىخورد و آنچه كه صفيفش بيشتر از دفيفش باشد يا هيچ يك از آن سه را نداشته باشد حرام مىباشد .