السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

146

تحرير الوسيله ( فارسى )

واجب نمىباشد ؟ ظاهر آن است كه در وقت متوقف نمودن ، واجب باشد ؛ پس اگر بر متوقف شدن شكار آگاه شد ، بايد عرفاً به سرعت به سوى شكار برود تا اينكه اگر زنده باشد آن را ذبح نمايد . پس اگر به سرعت نرود سپس ببيند كه مرده است خوردن آن حلال نمىباشد و اما قبل از آن ظاهراً واجب نيست اگر چه سزاوار نيست كه احتياط ترك شود . و اين در صورتى است كه احتمال دهد اثرى بر شتاب كردن و رسيدن به شكار مترتب شود ، به اينكه احتمال دهد كه در حالى به آن مىرسد كه زنده است و از جهت وسيع بودن زمان و بودن وسيله ، بر ذبح آن توانايى دارد . و اما اگر آن را احتمال ندهد و لو از اين جهت كه وسيله ذبح نباشد ، بدون اشكال واجب نيست ؛ پس اگر در اين صورت آن را به حال خودش بگذارد تا سگ او را به قتل برساند و به وسيلهء مجروح نمودن سگ جان بدهد ، خوردن آن حلال است . البته اگر احراز اينكه مردن شكار به سبب جرح سگ بوده ، نه به سبب ديگر ، بر سريع رفتن به سوى آن و دانستن حال آن متوقف باشد ، براى اين جهت لازم است . مسأله 5 - در حلال بودن شكار ، لازم نيست كه يك فرستنده يا يك سگ باشد ، پس اگر عده‌اى يك سگ بفرستند يا يك نفر يا عده‌اى ، چند سگ بفرستند و شكار را بكشند ، خوردن آن حلال است . البته در فرستنده‌هاى متعدد و سگ‌هاى متعدّد معتبر است كه همه داراى امورى كه شرعاً معتبر است باشند ؛ پس اگر فرستنده دو نفر باشند كه يكى از آن‌ها كافر است يا يكى از آن‌ها ذكر خدا ننمايد ، يا دو سگ را بفرستد كه يكى از آن‌ها تعليم ديده و ديگرى تعليم نيافته است و هر دو آن را بكشند حلال نمىشود . مسأله 6 - از شكارى كه به وسيلهء آلت جمادى كشته شده خورده نمىشود مگر اينكه به وسيلهء شمشير يا چاقو يا خنجر و سلاح‌هاى ديگرى كه به واسطهء تيزى مىبرند ، كشته شده باشد ، يا به وسيلهء نيزه و تير و خدنگ از چيزهايى كه به واسطهء تيزى سوراخ مىنمايند ، حتى عصايى كه در سرش آهن تيزى است . و بين اينكه مانند پيكان باشد كه نوك تيز بر آن سوار مىشود يا به خودى خود به طور برنده يا سوراخ‌كننده ساخته مىشود فرقى نيست ، بلكه بعيد نيست كه آهن بودن آن معتبر نباشد ؛ پس همين كه سلاح برنده يا سوراخ‌كننده باشد از هر فلزى حتى از برنج و طلا و نقره ، كفايت مىكند . و احتياط