السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
139
تحرير الوسيله ( فارسى )
مسأله 15 - اگر دادن كفّاره با تسليم نمودن آن باشد ، صغير و كبير مساوى مىباشند ؛ پس به صغير يك مدّ طعام داده مىشود مانند كبير ، اگر چه در صغير لازم است كه به ولىّ او تسليم شود . و همچنين است اگر به صورت سير كردن باشد در صورتى كه صغار با كبار مختلط باشند ؛ پس اگر يك خانواده يا خانوادههايى كه داراى كبير و صغير مىباشند ، سير شوند در صورتى كه به شصت نفر برسند ، مجزى است . و اگر صغار جدا باشند لازم است كه هر دو نفر صغير يكى حساب شوند ؛ بلكه احتياط ( مستحب ) آن است كه مطلقا ( اگر چه جدا هم نباشند ) هر دو نفر صغير يكى حساب شوند . و ظاهر آن است كه در سير كردن آنها اذن ولىّ معتبر نمىباشد . مسأله 16 - در جواز اعطاى بيشتر از يك مدّ به هر مسكين از كفّارههاى متعدّد و لو با اختيار ، اشكالى نيست و فرقى بين سير كردن و تسليم نمودن نيست ؛ پس اگر تمام ماه رمضان را افطار كرده باشد برايش جايز است كه شصت نفر معين را در سى روز سير نمايد ، يا سى مدّ طعام را به هر يك از آنها تسليم كند ؛ اگر چه غير از آنها موجود باشند . مسأله 17 - اگر عدد مورد نظر در آن شهر نباشد واجب است كه به غير آن شهر انتقال داده شود . و اگر متعذر باشد بايد در انتظار يافتن آن باشد . و اگر بعضى از عدد را پيدا كند بايد بر كسى كه موجود است تكرار نمايد تا آن مقدار تكميل شود . و در تكرار ، اكتفا به همهء موجودها مىنمايد ؛ پس اگر بر ده نفر تمكن پيدا كند شش دفعه بر آنها تكرار مىشود و جايز نيست كه بر پنج نفر آنها دوازده دفعه تكرار كند . و احتياط ( واجب ) آن است كه در وقت تعذر عدد ، بر سير كردن - نه تسليم نمودن - اكتفا نمايد و اينكه در روزهاى متعدّد باشد . مسأله 18 - منظور از « مسكين » كه مصرف كفّاره است فقيرى است كه مستحق زكات مىباشد و او كسى است كه روزى سالش را نه بالفعل و نه بالقوه مالك نباشد . و در او اسلام بلكه بنابر احتياط ( مستحب ) ايمان شرط است ، اگر چه جواز دادن آن به مردم مستضعف كه ناصبى نباشند ، خالى از قوت نيست . و شرط است كه از كسانى نباشد كه نفقهاش بر پرداخت كنندهء كفّاره واجب باشد مانند والدين و اولاد و زوجهء دائمى ؛ نه زوجهء