السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
136
تحرير الوسيله ( فارسى )
مسأله 5 - عجز و قدرت ، در حال ادا معتبر است ، نه در حال وجوب ؛ پس اگر در حال پيدا شدن موجب كفّاره ، قدرت بر عتق داشته باشد ولى عاجز از روزه باشد پس عتق نكند تا عكس آن شود ، فرض او روزه است و وجوب عتق از او ساقط مىباشد . مسأله 6 - اگر در كفّارهء مرتّبه ، از عتق عاجز شود ، سپس به گرفتن روزه - و لو يك ساعت از روز - شروع كند ، پس چيزى پيدا كند كه عتق مىشود ، عتق بر او لازم نمىباشد ؛ پس روزه را تمام مىكند و مجزى است . و در جواز دست برداشتن از روزه و اختيار نمودن عتق ، وجهى است ، بلكه ظاهر آن است كه عتق افضل است . و اگر چيزى پيدا شود كه موجب از سر گرفتن روزه باشد ، به اينكه چيزى كه پىدرپى بودن را باطل كند در اثناى آن پيدا شود ، عتق - با داشتن قدرت بر آن - بر او متعين مىشود . و همچنين است كلام در جايى كه از روزه عاجز بود و داخل اطعام شد سپس عجز او بر طرف شد . مسأله 7 - پىدرپى بودن روزه در همهء كفارات واجب است - و اين حكم در بعضى از آنها بنابر احتياط است - بنا بر اين افطار نمودن و يا گرفتن روزهء ديگر بين روزهاى آن اگر چه براى كفّارهء ديگرى باشد ، جايز نيست . و بين كفّارهاى كه دو ماه در آن واجب شده ، فرقى نمىكند كه به طور مرتب باشد يا مخيّر يا جمع . و همچنين فرقى نيست بين موردى كه دو ماه واجب شده است يا سه روز مانند كفّارهء قسم . و هر وقت كه اخلالى در پىدرپى بودن آن ايجاد كند واجب است كه از سر بگيرد . و بر وجوب پىدرپى بودن ، متفرّع مىشود اينكه شروع در روزه ، در زمانى كه مىداند كه روزهء واجب ديگرى در زمان معيّنى ، بين روزهاى آن واقع مىشود ، جايز نمىباشد ؛ پس اگر در روزهء سه روز ، يك روز يا دو روز قبل از ماه رمضان يا قبل از پنجشنبهء معينى كه مثلًا روزهء آن را نذر نموده ، شروع نمايد ، مجزى نمىباشد و از سرگرفتن آن واجب است . مسأله 8 - فقط در صورتى به پىدرپى بودن ضرر مىرسد كه افطار در بين از روى اختيار واقع شود ؛ پس اگر به جهت عذرى مانند اكراه يا اضطرار يا بيمارى يا حيض يا نفاس واقع شود ضررى به پىدرپى بودن نمىرساند . و از اين قبيل است مسافرتى كه ضرورى باشد - نه غير ضرورى - و در بين آن واقع شود . و همچنين از اين قبيل است