السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )

135

تحرير الوسيله ( فارسى )

مسأله 2 - در خصال سه‌گانه يعنى عتق و روزه و اطعام ، نيّت كه مشتمل بر قصد عمل و قصد قربت و قصد اينكه كفّاره است و تعيين نوع آن - در صورتى كه انواع متعددى بر عهده‌اش باشد - معتبر است ؛ پس اگر به عهده‌اش كفّارهء ظهار و كفّارهء يمين و كفّارهء افطار باشد و يك عبد را آزاد نمايد و نيّت كفّاره را داشته باشد براى هيچ يك از آن‌ها كفايت نمىكند . و اگر از يك نوع به طور متعدد به عهده‌اش باشد قصد نوع آن كافى است و به تعيين ديگرى نياز ندارد ، پس اگر چند روز از ماه رمضان را در يك سال يا چند سال افطار كند ، سپس عبدى را براى كفّارهء افطار آزاد كند كفايت مىكند اگر چه روزى را كه در آن افطار نموده معين ننمايد . و همچنين است نسبت به روزه و اطعام . و اگر كفّاره‌اى بر عهده‌اش باشد و نوع آن را نداند ولى بداند كه مثلًا در خصال سه‌گانه مشترك است ، انجام يكى از آن‌ها به نيّت ما فى الذمه ، كفايت مىكند ؛ بلكه اگر بداند كه مثلًا بايد عبدى را آزاد كند و نداند كه آيا نذرى است يا از كفّاره است ، آزاد كردن آن به قصد ما فى الذمه كافى است . مسأله 3 - ناتوانى بر عتق كه در كفّارهء مرتّبه موجب انتقال به غير آن است ، با نبود رقبه يا متمكن نبودن از خريدن آن يا غير آن از امورى كه در فقه مذكور است تحقق پيدا مىكند . و عجز از روزه كه موجب متعين شدن اطعام است ، به مرضى كه مانع از روزه است يا به جهت ترس زياد شدن آن ، بلكه به جهت پيدا شدن آن - در صورتى كه منشأ عقلايى داشته باشد - و همچنين به اينكه روزه بر او مشقت داشته باشد به طورى كه قابل تحمّل نباشد ، تحقق پيدا مىكند . و آيا وجود بيمارى يا ترس حدوث آن يا زياد شدن در حال و لو به اميد اينكه خوب مىشود و حالات او تغيير پيدا مىكند كفايت مىكند يا يأس از آن معتبر است ؟ دو وجه ، بلكه دو قول است كه اولى آن‌ها خالى از رجحان نمىباشد . البته اگر اميد خوب شدن بعد از زمان كوتاهى داشته باشد ، انتقال به اطعام مشكل است . و اگر اطعام را تا وقتى كه از بيمارى خوب شود ، تأخير بيندازد و متمكن از روزه شود ، روزه متعين مىشود و اطعام ، كفايت نمىكند . مسأله 4 - پيدا شدن حيض و نفاس ، موجب عجز از روزه و انتقال به اطعام نمىباشد . و همچنين است پيدا شدن اضطرار به مسافرتى كه موجب افطار است ، زيرا با پيدا شدن آن ، پىدرپى بودن چنين مسافرتى منقطع نمىشود .