السيد الخميني
مصباح الهداية 58
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
ذات به وساطت أسماء حق در خارج متحقق و متنزل از آن مقام مىشود ، محدود و غيرمتناهى است ؛ و معلوم و مشهود است در مراتب نازله ، و غيرمحسوس است در مراتب عاليه . « قَدَرِ » اصطلاحى بعد از تعيّن احدىْ صورت اسم ، و تعيّن آن منوط به اسم متجلى در آن است . و اينكه گفتهاند حقيقت هر شىء عبارت است از تعيّن آن شىء در علم حق ، مراد تعيّن و صورت معلوميتِ ذات است . و از آن جهت كه مستقر در حضرت علميه و واقع در مرتبهء الوهيت است ، هرگز به وجود خارجى متلبس نمىشود ؛ و ظلّ آن در خارج تحقق مىيابد . و أسماء الهيه نيز مانند صور قدريه از آن جهت كه از شؤون ربوبى در مرتبهء واحديت است ، ظلّ آن أسماء از مجراى اعيان در خارج متحقق مىشود ؛ و هرگز از مرتبهء خود تنزل ، به معناى تجافى از ذات ، نمىنمايد : با حفظ مقام و هويتْ ظاهر و سارى در نوازل است . نگارندهء اين سطور در مقام بيان فرق بين « عروج » و « معراج » سرّ اين حقيقت را آشكار خواهد كرد . فى صحيح البخاري : « مَن تَقَرَّبَ إليَّ شِبْراً ، تَقَرَّبْتُ مِنه ذِراعاً » « 1 » . اين قرب « قرب مخصوص » است ؛ و برگشت آن به احوال و اعمالِ موجب قرب است . و از أمور مسلّمه قرب حق است به مخلوقات كه از آن به « قرب وريدى » و « توليه » تعبير كردهاند ، نظر به كريمهء وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها « 2 » ، و كريمهء نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ
--> ( 1 ) - صحيح البخاري ، ج 9 ، ص 834 ، « كتاب التوحيد » ، باب 1245 ، حديث 2336 ؛ كنز العمّال ، ج 1 ، ص 226 ، حديث 1136 . ( 2 ) - البقرة ( 2 ) : 148 .