السيد الخميني

مصباح الهداية 52

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )

يابد ، از اظلال حقايق اسمائيه و اعيان ثابته در حضرت ارتسام و الوهيت مىباشند ؛ و اضافهء أسماء و اعيان به اعيان خارجيه مانند خطوط شعاعيهء نوريه و مخروط متوهم است كه رأس آن در غيب و قاعدهء آن بر اعيان خارجيه قرار دارد . « ما خرابات نشينان همه همرنگ هميم * ظاهراً عين وجوديم به باطن عدميم » [ گفتار در بداء و قدر ] « مصباح » سى و پنجم و سى و ششم مصباح الهداية مشتمل بر دو مسألهء مهم مىباشد : منشأ تعيّن و ظهور « بداء » ؛ و سرّ « قَدَر » . يكى از مباحث مهم در معارف خاص شيعه مسألهء « بداء » مىباشد كه هر كس به حسب درك خود از آن بحث كرده است . برخى بداء را در تكوين نظير « نسخ » در احكام و تشريع دانسته‌اند . اين قول اگر چه مختار سيد محقق داماد است و كثيرى از او تبعيت كرده‌اند ، ولى صدرالمتألهين آن را درست ندانسته و بين « بداء » و « نسخ » فرق نهاده است . در آثار عرفا ، از جمله تصنيفات صدرالدين قونوى و تلميذ نامى او سعيدالدين سعيد فرغانى و ديگران ، تحقيقاتى وجود دارد كه مرحوم مبرور ، استاد الأساتيد ، آقا ميرزا هاشم اشكورى - كه از او به ميرزا هاشم رشتى و لاهيجى نيز تعبير كرده‌اند - آن تحقيقات و مطالب را مقدمه براى تأييد قول صدرالمتألهين در مسألهء « بداء » قرار داده است . حقير در زمانى كه نزد مرحوم علامهء طباطبايى الهيات اسفار قرائت مىكردم ، در اواسط الهيات به