السيد الخميني

مصباح الهداية 14

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )

وصل : گفتار در اطلاق ذات اينكه از مقام « الجمع » و « الوجود » و مقام « غيب الغيوب » به مظهر تفصيلِ وجود خبر داد كه « كنتُ كنزاً » ، اشارت فرمود كه غيب ذاتْ مقام خفاى محض از جميع تعيّنات ، بلكه منزّه از كافّهء جهاتى است كه با اطلاق ذاتىِ معرّا از قيد اطلاق منافات دارد . و به مذاق تحقيق ، تعيّنِ به اخبارِ موجود در كلام معجز نظام « كنتُ » خود تعيّن مسبوق به اطلاق است . و معناىِ « اطلاق » ، و يا اتصاف آن حقيقت به اطلاق ، عدم تقيد به مطلقِ قيد است ، اگر چه آن قيدْ نفس اطلاق باشد . چه آنكه حقيقت مقيَّد به قيد اطلاقْ « وجود منبسط » و « نَفَس رحمانى » ، و به اعتباري « فيض اقدس » مىباشد كه تميز آن از مفيض و مستفيض و فيض به اعتبار تحليل عقلى است ؛ بلكه تكثر اسمائى و صفاتى و تعيّنات اسمائيه به حسب عقل و ذهن است ؛ و گرنه در اصلِ حقيقت ، كثرت خارجى منافات با بساطت ذاتى واجب الوجود دارد . فقوله : « كنتُ » اخبارٌ عن تعيّن مسبوق بالإطلاق . چه آنكه مفهوم « تاء » متكلمْ مشعر به تعيّن ، و اخبار است از خفاى محضِ حقيقتِ ذات كه به « كنز مخفى » از اين حقيقت تعبير نموده . و به كلام دلنواز « فأَحببتُ » مشعر است به ميل اصلى ؛ و بالأخره حبّ و عشقِ رابط بين خفاى اصلى و ظهور در عرصهء تعيّن : « فأَحببتُ أَن اعرف » . و جملهء « أَن اعرف » اشاره است به ظهور بعد از خفاى رقيقهء عشقيه و حبّيهء الهيه و ظهور ذات للذات در عرصهء كمال ذاتى و « كمال جَلاء » در اين مرحله از ظهور .