السيد الخميني
مصباح الهداية 173
مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )
ذات . ناچار بايد اثر و فعل و فيض او تمام اثر ذاتِ حق و جلوهء ذات و حقيقت مبدأ اول باشد . و از بيّنات است كه اثرِ تمامِ ذاتْ تمامِ اثر ذات ، و جلوهء تمام ذاتْ تمامِ جلوهء ذات است در شدت و قوّت و تماميت ، و قوّت و صرافت غيرمتناهى است به عدهء غيرمتناهى . ناچار تمام اثر ذات نيز صرف و تام است و محدوديتى در او متحقق نباشد ، مگر به قدرى كه لازمهء مجعوليت است « 1 » . « * » خلاصهء بيان مبسوط مرحوم زنوزى آن است كه اين وجود عام اگر چه غيرمتناهى است ، ولى غيرمتناهى است از جهت « عِدّتِ » كمالات وجودى . چه آنكه كليهء وجودات مقيّده كه متقوّم به اين وجودند از ناحيهء اين فيض تعيّن مىپذيرند ؛ ولى اين وجود مطلق سارى در كليهء مظاهر در « شدت » وجود نامتناهى نمىباشد . از اين حقيقت تعبير به « رحمت رحمانيه » ، يعنى رحمت امتنانيه ، نيز شده است . و لقب « حبيباللَّه » و نيز كلمهء طيّبهء « رحمة للعالمين » از اخص القاب حضرت ختمى نبوت و ختمى ولايت است « * * » .
--> ( 1 ) - بدايع الحكم ، ص 329 - 330 . ( * ) - يعنى لازمهء تنزل از مقام وجود مطلقِ عارى از قيد اطلاق آن است كه حدى قبول نمايد ؛ و آن حد اگر چه از سنخ ماهيت نيست ، حد عدمى و نفادِ وجودىِ ناشى از تنزل و نوعى از تركيب ، كه به آن تركيب مزجى مىتوان اطلاق كرد ، ذاتى آن وجود عام خواهد بود . مراد از « عام » و « كلى » و « مطلق » نيز سعهء وجودى است ، نه قيد مفهومى . در مقابل اين سعهء وجودى ، وجود مقيّد و خاص و جزئى است كه شأن قيودِ نازله در عوالم مادون است . ر . ك : بدايع الحكم ، چاپ سنگى ، ص 174 . ( * * ) - به ياد دارم كه در ايام صباوت با جدهام ، كه « باران رحمت بر او هر دمى » ، به مجلس