السيد الخميني

مصباح الهداية 170

مصباح الهداية إلى الخلافة والولاية ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 44 )

قايلان به صادر اول بودن عقل اول آن است كه « فيض مقدسْ » نفس تعيّن و فيض است ، نه مفاض و متعيَّن . معناى كلام آن بزرگ زمانه آن است كه « فيض مقدس » نفس ظهور و جلوهء حق و عين تدلى و ظهور اوست ، نه مفاض و متعيَّن ؛ و عقل اول نخستين تعيّن طارى بر فيض مقدس است . و اما بيان اين معنا كه ضرورى صدورْ فرض مصدر و صادر و مفيض و مفاض و آن نيز فرع بر غيريت و تعدد است ، چندان وجيه نمىباشد . چه آنكه بنابر مسلك تحقيق ، وجودِ عقل اول نيز نفس ربط و نسبت به مبدأ هستى ، بلكه نفس ظهور آن حقيقة الحقايق ، است به اعتبار تعيّن به مرتبهء الوهيت ؛ و نيز عقلِ صادر از نفسِ ذاتْ بسيط حقيقى است ؛ لذا اگر در مرتبهء عقل اول عقلى ديگر صادر و متنزّل از حق تصور شود ، لازمهء آن كثرت در ذات خواهد بود . مضافاً على ما ذكرنا ، « فيض مقدس » سارى و ظاهر در جميع مظاهر امكانيه است ؛ و سريان « نفس رحمانى » در مظاهر خلقيه عين سريان حق است ؛ نه آنكه حقيقت وجود را يك نوع سريان ، و نفس رحمانى را نوع ديگر از سريان و ظهور در حقايق ارتباطيه باشد . [ گفتار در نحوهء سريان « فيض مقدس » و كيفيت تقوّم اشياء به حق ] ديگر آنكه وجود مطلقِ مقيّد به اطلاق ، كه « فيض مقدس » به آن اطلاق شده ، با وجودات مقيّده معيّت سريانى دارد ، و لكن وجودات مقيّده در مرتبهء فيض مطلق تحقق ندارند . « وجود منبسط » متعيَّن به تعيّن اطلاق ، و مبدأ ظهور اطلاق حق است ؛ يعنى ، ظهور آن حقيقت است و سارى است در جميع اشيا . و اين فقط اختصاص به حق دارد كه ظاهر است به حسب ذات ، و مظهر است به