السيد الخميني
نامه هاى اخلاقى عرفانى 12
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
همت خويش صرف به دست آوردن لذات شهوات حيوانى كنى كه اين شأن چهارپايان است ، يا به چيرگى بر نزديكان و همانندان بپردازى - اگر چه غلبه در علوم و معارف باشد - كه اين منزلت درندگان است ، يا همّ خويش به رياستهاى ظاهرى دنيا صرف كرده تدبير و انديشه را بر آن بگمارى كه مقام شياطين است ؛ بلكه حتى پوسته و ظاهر عبادات را نيز منظر نظر قرار نده ، و نه اخلاق معتدل يا نيكو را ، و نه فلسفهء كليه يا مفاهيم مبهم را ، و نه شيوايى گفتار ارباب تصوف و عرفان ظاهرى و نظم كلام ايشان را ، و نه غرش رعد اهل خرقه و آذرخش ايشان [ كه ادعاى رگبار معارف دارد ] هيچكدام را در برابر چشمانت قرار نده ، كه همهء آنها حجابى است اندر حجاب و ظلماتى است انباشته بر هم و صِرف كوشش در آنها مرگ و هلاكت است و چنين كارى زيان آشكار و محروميت ابدى و ظلمتى است بىپايان . بلكه همت تو بايد در همهء حركات و سكنات و انديشه و فكرت در توجه به خداوند متعال و ملكوت او باشد ، چرا كه به سوى خداى متعال مسافرى و ممكن نيست در اين سفر با قدم نفْس راه پيمودن ، پس چارهاى نيست جز آنكه با قدم خدا و رسول سفر كنى كه مهاجرت از سراى نفس با گامهاى آن نتوان . پس تا هنگامى كه با قدم نفس ره مىسپارى ، هنوز از ديار نفس خارج نشده و به سفر نپرداختهاى ، در حالى كه مىدانى كه مسافرى غريبى . و اين وصيتى است به نفْس سنگدل تاريك بيكارهء خويش و وصيتى است به دوست موفقم صاحب خِردى با بينشى درخشان در علوم ظاهرى و باطنى و نظرى دقيق در معارف الهى ، دانشمند خردمندِ نكتهسنج روحانى « آقا ميرزا جواد همدانى » كه خداوندش به نهايت آمال برساند . من ، به جان دوست قسم با آنكه از اهل علم و طلاب آن نيستم ، از مهمات