السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 114

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

عظيم است « 1 » ، و خدا نكند كه معصيت كارى ، مُبتلاى به آن شود . گويند حجّاج بن يُوسف - آن جنايت‌كار تاريخ - در آخر عمرش گفته است كه خدايا مرا بيامرز ، گرچه مىدانم همه مىگويند نمىآمرزى ، و شافعى « 2 » كه اين را شنيد گفت : اگر چنين گفته شايد « 3 » ، و من ندانم كه آن شقى توفيق چنين امرى را پيدا كرده يا نه . و مىدانم كه از هر چه بدتر يأس است و تو اى دخترم ! مغرور به رحمت مباش كه غفلت از دوست كنى و مأيوس مباش كه خَسِر الدنيا و الآخره شوى . خداوندا ! به حق اصحاب پنج گانه كسا ، احمد و فاطى و حسن و رضا ( ياسر ) و على را كه از دودمان رسول گرامى و وصىّ اويند و به اين افتخار مىكنم و مىكنند ، از شرور شيطانى و هواهاى نفسانى مصون دار ، در اين‌جا كلام من ختم شد و حُجّت حق بر من تمام ، والسلام . اينك چون تو با اصرار خاص به خودت از من شعر خواستى بايد به حق بگويم كه نه در جوانى كه فصل شعر و شعور است و اكنون سپرى شده ، و نه در فصل پيرى كه آن را هم پشت سر گذاشته‌ام ، و نه در حال ارذل العُمُر « 4 » كه اكنون با آن دست به گريبانم ، قدرت شعرگويى نداشتم . گويند كسى گفت كه من قوّه‌ام

--> ( 1 ) - اشاره است به اين روايات : قال أبو عبداللَّه ( ع ) : « إنّ من الكبائر . . . اليأس من روح اللَّه . . . » و قال : « الكبائر : القُنُوط من رحمة اللَّه ، واليأس من روح اللَّه . . . » . ( الكافي ، ج 2 ، ص 278 و 280 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الكبائر » ، حديث 4 و 10 ) ( 2 ) - محمد بن ادريس شافعى ، يكى از ائمهء مذاهب چهارگانهء اهل سنّت . ( 3 ) - إحياء علوم الدين ، ج 4 ، ص 697 - 698 ؛ تاريخ دمشق ، ج 12 ، ص 194 ؛ البدايةوالنهاية ، ج 9 ، ص 138 . ( 4 ) - « سالخوردگى و فرتوتى » .