السيد الخميني
نامه هاى اخلاقى عرفانى 100
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
پسرم ! خود را - كه به فطرت اللَّه تخمير شدهاى - درياب و از گرداب ضلالت امواج سهمگين خودبينى و خودخواهى نجات ده و به سفينهء نوح كه پرتو ولايت اللَّه است ركوب كن كه « مَنْ رَكِبَها نَجى وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْها هَلَكَ » « 1 » . فرزندم ، كوشش كن كه در صراط مستقيم كه صراط اللَّه است ، ولو لنگان لنگان حركت كنى و حركات و سكنات قلبى و قالبى را رنگ معنويت و الوهيت دهى و خدمت به خلق را براى آن كه خلق خدا هستند بنمايى . انبياى عظام و اولياى خاصّ خدا در عين حال كه مشابه ديگران اشتغال به كارها داشتهاند ، هيچ گاه در دنيا وارد نبودهاند ؛ چون اشتغالشان بالحق و للحق بوده ، در عين حال از رسول ختمى - صلّى اللَّه عليه وآله وسلّم - روايت شده كه فرموده است : « لَيُغانُ عَلى قَلبي وإنّي لَأسْتَغْفِرُ اللَّهَ في كُلِّ يَوْمٍ سَبْعينَ مَرَّة » « 2 » شايد رؤيت حق در كثرت را ، كدورت حساب مىفرمود . پسرم ! خود را مهيا كن كه پس از من بر تو جفاها رود و نگرانىها كه از من دارند به حساب تو گذارند . اگر حساب خود را با خداى خود صاف كنى و پناه به ذكر اللَّه برى ، هراسى از خلق به خود راه مده كه حساب خلق زودگذر است و آنچه ازلى است ، حساب در پيشگاه حق است . فرزندم ! پس از من ممكن است پيشنهاد خدمتى بر تو شود ، در صورتى كه
--> ( 1 ) - « هر كس كه بر آن ( كشتى ولايت ) سوار شد نجات يافت ، و هر كه از آن روى گردانيد هلاك شد » . ( مناقب ، آل أبي طالب ، ج 1 ، ص 358 ؛ بحار الأنوار ، ج 29 ، ص 341 ، حديث 8 ) ( 2 ) - « گاهى بر دلم غبارى مىنشيند و من هر روز هفتاد بار از خدا آمرزش مىخواهم » . ( مستدرك الوسائل ، ج 5 ، ص 320 ، « كتاب الصلاة » ، « أبواب الذكر » ، باب 22 ، حديث 2 ، النهاية ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 403 ، مادهء غبن )