السيد الخميني
نامه هاى اخلاقى عرفانى 87
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
صلوات اللَّه و سلامه - براى مقاصد الهى و انسانى ، همهء كوششهاى لازم را مىفرمودند ، اما نه مثل ما كوردلان كه با استقلال ، نظر به اسباب داريم ، بلكه هر چيز را در اين مقام كه از مقامات معمولى آنان است ، از او - جلّ و علا - مىدانستند و استعانت به هر چيز را استعانت به مبدأ خلقت مىديدند و يك فرقِ بين آنان و ديگران همين است . من و تو و امثال ما با نظر به خلق و استعانت از آنها ، از حق تعالى غافل هستيم و آنان استعانت را از او مىدانستند به حسب واقع ، گرچه در صورت ، استعانت به ابزار و اسباب است ، و پيشامدها را از او مىدانستند ، گرچه در ظاهر نزد ماها غير از آن است . و از اين جهت ، پيشامدها ، هر چند ناگوار به نظر ما باشد ، در ذائقهء جان آنان گوارا است . پسرم ! براى ماها كه از قافلهء ابرار عقب هستيم ، يك نكته دلپذير است و آن چيزى است كه به نظر من شايد در ساختن انسان كه درصدد خود ساختن است دخيل است . بايد توجه كنيم كه منشأ خوشآمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شايعهافكنىها حبّ نفس است كه بزرگترين دام ابليس لعين است . ماها ميل داريم كه ديگران ثناگوى ما باشند ، گرچه براى ما افعال شايسته و خوبىهاى خيالى را صد چندان جلوه دهند ، و درهاى انتقاد - گرچه به حق - براى ما بسته باشد ، يا به صورت ثناگويى درآيد . از عيبجويىها ، نه براى آن كه به ناحق است ، افسرده مىشويم و از مدحت و ثناها ، نه براى آن كه به حق است ، فرحناك مىگرديم ، بلكه براى آنكه عيب من است و مدح من نيست . [ من ] است كه در اينجا و آنجا و همه جا بر ما حاكم است . اگر بخواهى صحّت اين امر را دريابى ، اگر امرى كه از تو صادر مىشود ، عين آن يا بهتر و والاتر از آن از ديگرى ، خصوصاً آنها كه همپالكى تو هستند ، صادر شود و مداحان به مدح او برخيزند براى تو ناگوار است ، و بالاتر آنكه اگر عيوب او را به صورت مداحى