السيد الخميني
نامه هاى اخلاقى عرفانى 81
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
پسرم ! من چنين حالى را اگر بگويم به همهء مقامات دنيوى مىدهم ، باور كن . ولى هيهات ، خصوصاً از مثل من گرفتار به دامهاى ابليس و نفس خبيث . پسرم ! از من گذشته « يَشِيبُ ابْنُ آدم وَ يَشُبُّ فِيهِ خَصْلَتان : الحِرْصُ وَ طُولُ الْأَمَلِ » « 1 » ، لكن تو نعمت جوانىدارى و قدرت اراده ، اميد است بتوانى راهىِ طريق صالحان باشى . آنچه گفتم بدان معنى نيست كه خود را از خدمت به جامعه كنار كشى و گوشهگير و كَلِّ بر خلق اللَّه « 2 » باشى كه اين از صفات جاهلانِ مُتنسِّك است ، يا درويشان دكاندار . سيرهء انبياى عظام - صلّىاللَّه على نبيّنا وعليهم اجمعين - و ائمهء اطهار - عليهم السلام - كه سرآمد عارفان باللَّه و رستگان از هر قيد و بند ، و وابستگان به ساحت الهى در قيام به همهء قوا عليه حكومتهاى طاغوتى و فرعونهاى زمان بوده و در اجراى عدالت در جهان رنجها برده و كوششها كردهاند ، به ما درسها مىدهد و اگر چشم بينا و گوش شنوا داشته باشيم ، راهگشايمان خواهد بود ؛ « مَنْ أصْبَحَ وَ لَمْ يَهْتَمَّ بِامُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ » « 3 » . پسرم ! نه گوشهگيرى صوفيانه دليل پيوستن به حق است ، و نه ورود در جامعه و تشكيل حكومت ، شاهد گسستن از حق . ميزان در اعمال ، انگيزههاى آنها است . چه بسا عابد و زاهدى كه گرفتار دام ابليس است و آن دامگستر ، با
--> ( 1 ) - « فرزند آدم پير مىشود و ( همزمان ) دو خصلت در او جوان مىشود : حرص وآرزوپرورى » . ( بحار الأنوار ، ج 70 ، ص 22 ، حديث 11 ) ( 2 ) - بارِ بر مردم . ( 3 ) - « كسى كه صبح كند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نيست » . ( الكافي ، ج 2 ، ص 163 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب الاهتمام بامور المسلمين . . . » ، حديث 1 ؛ بحار الأنوار ، ج 71 ، ص 337 ، حديث 116 )