السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 60

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

صَعْق « 1 » حاصل از جلال كه دنبال گوشهء چشم نشان دادن او است « وَلاحَظْتَهُ . . . » إلى آخره ، و ابصار قلوب تا به ضياءِ نَظْرهء « 2 » او نور نيابد ، حُجُب نور خرق نشود و تا اين حُجب باقى است ، راهى به معدن عظمت نيست و ارواح تعلُّق به عزّ قدس را درنيابند و مرتبت تَدَلّى حاصل نيايد : ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى « 3 » . و ادنى از اين ، فناى مطلق و وصول مطلق است . صوفى ! زره عشق صفا بايد كرد * عهدى كه نموده‌اى وفا بايد كرد تا خويشتنى به وصل جانان نَرسى * خود را به رهِ دوست فنا بايد كرد « 4 » نجواى سرّى حق با بندهء خاص خود صورت نگيرد ، مگر پس از صَعْق واندكاك جَبَل هستى خود « 5 » ، رَزَقَنَا اللَّهُ وَايَّاكِ . دخترم ! سرگرمىِ به علوم ، حتى عرفان و توحيد ، اگر براى انباشتن اصطلاحات است - كه هست - و براى خود اين علوم است ، سالك را به مقصد نزديك نمىكند كه دور مىكند « العِلْمُ هُوَ الْحِجَابُ الْأكبَر » « 6 » ؛ و اگر حق‌جويى و عشق به او انگيزه است كه بسيار نادر است ، چراغ راه است و نور هدايت : « الْعِلْمُ

--> ( 1 ) - « حالت فنا و مدهوشى و از خود بىخودىِ سالك » . ( 2 ) - نيم‌نگاه . ( 3 ) - « آنگاه نزديك و نزديكتر شد » . ( النجم ( 53 ) : 8 ) ( 4 ) - ديوان امام ، ص 233 . ( 5 ) - اشاره به مضمون آيهء 143 از سورهء أعراف : ( فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً ) ؛ « چون پروردگارش بر كوه تجلّى كرد ، كوه را خُرد كرد و موسى بىهوش افتاد » . ( 6 ) - « علم خود بزرگ‌ترين حجاب است » . ( إحياء علوم الدين ، ج 1 ، ص 424 ؛ الفتوحات‌المكّية ، ج 3 ، ص 84 )