السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 58

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

معلوم شود در چه زمانى براى رد نكردن تقاضاى تو شروع نمودم . شنبه 24 شعبان المعظم 1404 - 5 خرداد 1363 - خوانندگان در اين تاريخ ملاحظه كنند اوضاع جهان و ايران را . از كجا شروع كنم ؟ بهتر آن است از فطرت باشد ؛ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ « 1 » در اين‌جا به فطرت انسان‌ها بسنده كرده ، گرچه اين خاصّهء خلقت است وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ « 2 » همه گويند : ما سميعيم و بصيريم و هُشيم * با شما نامحرمان ما خامُشيم « 3 » ما نيز اكنون به عرفان فطرى انسان‌ها نظر مىاندازيم و گوييم : در فطرت و خلقت ، انسان امكان ندارد به غير كمال مطلق توجه كند و دل ببندد . همهء جان‌ها و دل‌ها به سوى اويند و جز او نجويند و نخواهند جُست و ثناخوان اويند و ثناى ديگرى نتوانند كرد . ثناى هر چيز ثناى اوست ، گرچه ثناگو تا در حجاب است گمان كند ثناى ديگرى مىگويد . در تحليل عقلى كه خود حجابى است نيز چنين باشد . آن‌كه كمال - هر چه باشد - مىطلبد ، عشق به كمال مطلق دارد ، نه كمال ناقص . هر كمال ناقص محدود به عدم است و فطرتْ از عدمْ تنفّر دارد . طالب علم ، طلب علم مطلق مىكند و عشق به علم مطلق دارد و همچنين طالب قدرت و طالب هر كمال . به فطرت ، انسان عاشق كمال مطلق است و در

--> ( 1 ) - « فطرت الهى كه مردم را بر آن آفريد ، آفرينش خدا را دگرگونى نيست » . ( الروم ( 30 ) : 30 ) ( 2 ) - « هيچ موجودى نيست جز آن كه او را به پاكى مىستايد ، ولى شما تسبيحشان رانمىفهميد » . ( الإسراء ( 17 ) : 44 ) ( 3 ) - مثنوى معنوى ، ص 387 ، بيت 1019 ، دفتر سوم .