السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 52

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

علاوه بر آن ، احتمال دارد كه شفاعت نصيب آنان شود كه با شفيع ارتباط معنوىشان حاصل باشد و رابطهء الهى با آنان طورى باشد كه استعداد براى نائل شدن به شفاعت داشته باشند و اگر اين امر در اين عالم حاصل نشود شايد بعد از تصفيه‌ها و تزكيه‌ها در عذاب‌هاى برزخ ، بلكه جهنّم ، لايق شفاعت شوند و خدا دانا است كه امَدِ آنان تا چه اندازه است . علاوه بر آن ، آياتى در قرآن كريم دربارهء شفاعت وارد شده است كه با توجه به آنها نمىتوان براى انسان آرامش پيدا شود ، خداوند مىفرمايد : مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ « 1 » و مىفرمايد : وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى « 2 » و امثال آن ، كه در عين حال كه شفاعت ثابت است ، لكن نصيب چه اشخاصى و چه گروهى و با چه شرايطى و در چه وقت شامل حال مىشود ، امرى است كه نمىتواند انسان را مغرور و جرى كند . اميد به شفاعت داريم لكن اين اميد بايد ما را به سوى اطاعت حق تعالى كشاند ، نه معصيت . پسرم ! سعى كن كه با حق‌النّاس از اين جهان رخت نبندى كه كار بسيار مشكل مىشود . سر و كار انسان با خداى تعالى كه ارحم الراحمين است بسيار سهل‌تر است تا سر و كار با انسان‌ها . به خداوند تعالى پناه مىبرم از گرفتارى خود و تو و مؤمنين در حقوق مردم و سر و كار با انسان‌هاى گرفتار . و اين نه به آن معنى است كه در حقوق اللَّه و معاصى سهل‌انگارى كنى ، اگر آنچه از ظاهر بعض آيات كريمه استفاده مىشود در نظر گرفته شود ، مصيبت بسيار افزون مىشود و نجات اهل

--> ( 1 ) - « چه كسى ، جز به فرمان او ، مىتواند در پيشگاهش به شفاعت برخيزد » . ( البقره ( 2 ) : 255 ) ( 2 ) - « و هرگز شفاعت نمىكنند مگر آنان را كه مورد رضايت ( خدا ) هستند » . ( الأنبياء ( 21 ) : 28 )