السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 38

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

بيرون نمىگذارند و مجالس و محافلشان آلوده به گناه نيست و از اخلاق كريمه برخوردارند ، انتخاب كن كه تأثير معاشرت در دو طرف صلاح و فساد اجتناب‌ناپذير است ، و سعى كن از مجالسى كه انسان را از ياد خدا غافل مىكند ، پرهيز نمايى كه با خو گرفتن به اين مجالس ، ممكن است از انسان سلب توفيق شود ، كه خود مصيبتى است جبران‌ناپذير . بدان كه در انسان - اگر نگويم در هر موجود - به حسب فطرت ، حبّ به كمال مطلق است و حبّ به وصول به كمال مطلق ، و اين حبّ محال است از او جدا شود و كمال مطلق محال است دو باشد و مكرّر باشد ، و كمال مطلق ، حق - جلّ و علا - است ، همه او را مىخواهند و دلباخته به اويند ، گرچه خود نمىدانند و در حجب ظلمت و نورند و با اين حجب ، پندارند چيزهاى ديگر مىخواهند و به هر كمال يا جمال يا قدرت يا مكانت كه رسيدند به آن حد قانع نيستند و گم‌شدهء خود را در آن نمىيابند . قدرتمندان و ابرقدرتان به هر قدرتى برسند ، دنبال قدرت فوق آن مىگردند ، و علم طلبان به هر مرتبه از علم برسند ، ما فوق آن را مىخواهند و گم‌شدهء خود را كه خود غافل از آنند ، در آن نمىيابند . اگر به قدرت‌طلبان ، قدرت تسلّط و تصرّف در همهء عالم مادّى ، از زمين‌ها و منظومه‌هاى شمسى و كهكشان‌ها و هر آنچه فوق آنها است ، بدهند و بگويند : « قدرت ديگرى فوق اين‌ها و عالمى يا عوالمى ديگر فراتر از اين‌ها است ، آيا مىخواهى به آنها برسى ؟ » محال است تمنّاى آن را نداشته باشند ، بلكه به لسان فطرت مىگويند : « اى كاش به آنها نيز دست يابيم ! » . و به همين گونه است طالب علوم ، بلكه اگر شك كند كه مقام ديگرى - فوق آنچه دارد - هست ، فطرت مطلق‌جوى او گويد : « اى كاش بود و من هم قدرت تصرّف در آن داشتم ، يا سعهء علم من آن را نيز شامل بود ! » .