السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 36

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

حقايق را آشكارا و بدون هيچ حجاب مىبيند و در عين حال ، در تمام ابعاد انسانيت و مراحل وجود ، حضور دارد و مظهر اعلاى هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ « 1 » مىباشد ، و مىخواهد همهء انسان‌ها به آن برسند و چون نرسيده‌اند گويى رنج مىبرد ، و شايد طه * ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى « 2 » اشارهء لطيفه‌اى به آن باشد و شايد « مَا اوذِيَ نَبيٌّ مِثْلَ مَا اوذِيتُ » « 3 » نيز مربوط به همين معنى باشد . آنان كه به اين مقام يا شبيه به آن رسيده‌اند اعتزال از خلق و انزوا اختيار نمىكنند ، بلكه مأمور به آشنا نمودن و آشتى دادن گمراهان ، با اين جلوه‌ها هستند ، اگرچه كم توفيق يافته‌اند . و آنان كه با رسيدن به بعض مقامات و نوشيدن جرعه‌اى از خود بىخود شدند و در صعق باقى مانده‌اند ، گرچه به كمالاتى بزرگ راه يافته‌اند ، لكن به كمال مطلوب نرسيده‌اند . موسى كليم - صلوات [ اللَّه ] و سلامه عليه - كه از تجلّى حق به حال صعق افتاد ، با عنايت خاصّه افاقه يافت و مأمور خدمت شد ، و رسول اللَّه خاتم با رسيدن به مرتبهء عالى انسانيت و آنچه در وهم كس نيايد ، به مظهريّت اسم جامع اعظم با خطاب يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ « 4 » مأمور هدايت شد . پسر عزيزم ! آنچه اشاره كردم با آن كه خود ، هيچم و از هيچْ هيچ‌تر ، براى آن

--> ( 1 ) - « اوست اوّل و آخر و پيدا و پنهان » . ( الحديد ( 57 ) : 3 ) ( 2 ) - « طه ( اى طاهر و اى رسول ) ما قرآن را بر تو فرو نفرستاديم كه به مشقّت بيفتى » . ( طه ( 20 ) : 1 - 2 ) ( 3 ) - « هيچ پيامبرى آن گونه كه من اذيّت شدم آزار نديد » . ( بحار الأنوار ، ج 39 ، ص 56 ، حديث 15 ؛ كنز العمّال ، ج 3 ، ص 130 ، حديث 5818 ) ( 4 ) - « اى جامه به خود پيچيده ، برخيز و بيم بده » . ( المدثّر ( 74 ) : 1 - 2 )