السيد الخميني

36

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

دارد ، اين نحوه ظهورى از اوست ، علامتى است از او . منتها اسم به معناى علامت مراتبى دارد : يكى اسمى است كه تمام معناى علامت است ، يكى اسمى است كه از او نازل‌تر است . . . تا برسد به اخيرهء موجودات . همه علامت هستند ، همه ظهور هستند ؛ ظهور اسم هستند لكن مراتب دارند . در روايت است : « نَحْنُ الأسماءُ الْحُسنى » « 1 » اسم اعلى در مقام ظهور ، پيغمبر اكرم است ، ائمهء اطهار است . آن‌هايى كه در مرتبهء سير و در مرتبهء حركت از نقص به كمال ، رسيده‌اند به آن‌جايى كه وارسته شده‌اند از همهء طبيعت‌ها ، از همه چيز ؛ مثل ما نيستند كه در چاه هستيم . ما راه هم نيفتاده‌ايم . اشخاصى هستند كه از اين چاه به راه افتاده‌اند هجرت كرده‌اند : مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ « 2 » يك احتمال اين است كه اين هجرت ، هجرت از خود به خدا باشد ، « بيت » نفس خود انسان باشد . يك طايفه‌اى هستند كه خارج شدند ، هجرت كردند از « بيت » شان ، از اين بيت ظلمانى ، از اين نفسانيت مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ؛ تا رسيدند به آن‌جايى كه « أدْرَكَهُ الْمَوْتُ » . به مرتبه‌اى رسيدند كه هيچ ديگر از خود چيزى نيستند ، « موت مطلق » و اجرشان هم علىاللَّه است ؛ ديگر اجر ديگرى ، ديگر بهشت مطرح نيست ، ديگر تنعمات مطرح نيست ، فقط اللَّه است . آن‌كه از « بيت نفسانيتش » خارج شد ، حركت كرد و مهاجرت كرد الى اللَّه و الى رسول اللَّه - كه آن هم الى اللَّه است - ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ و پس از اين هجرت به مرتبه‌اى رسيد كه أدْرَكَه الْمَوْتُ ديگر از خودش هيچ نيست ، هرچه هست از اوست ؛ اين

--> ( 1 ) - الكافي ، ج 1 ، ص 143 ، « كتاب التوحيد » ، « باب النوادر » حديث 4 . ( 2 ) - « هر كس هجرت‌كنان به سوى خدا و پيغمبر او از خانهء خويش درآيد ، سپس مرگ او فرارسد پاداش و اجر وى بر خداست » . ( النساء ( 4 ) : 100 )