السيد الخميني
19
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
ادراك جلوهء اوست ، خود مُدرَك جلوهء اوست ، همه چيز از اوست . آدم خيال مىكند مثلًا از اين فرش دارد تعريف مىكند [ يا ] از اين آدم دارد تعريف مىكند ؛ هيچ حمدى براى غيرخدا واقع نمىشود . هيچ ستايشى براى غيرخدا واقع نمىشود ، براى اينكه شما هر كس را ستايش كنيد به اين [ دليل ] كه يك چيزى در او هست ستايشش مىكنيد ، عدم را هيچ وقت ستايش نمىكنيد ، يك چيزى در او هست كه ستايش [ مىكنيد ] ، هرچه هست از اوست ، هرچه ستايش بكنيد ستايش اوست ، هرچه حمد و ثنا بگوييد مال اوست . [ همه حمدها از آنِ اوست ] الْحَمْدُ يعنى همهء حمدها ، هرچه حمد هست ، حقيقتِ حمد مال اوست . ما خيال مىكنيم كه داريم زيد را تعريف مىكنيم ، عمرو را تعريف مىكنيم ما خيال مىكنيم كه داريم از اين نور شمس ، از اين نور قمر تعريف مىكنيم . محجوبيم ما از باب اينكه نمىدانيم ، از واقعيت چون محجوبيم خيال مىكنيم داريم اين را تعريف مىكنيم ، لكن پرده وقتى برداشته مىشود مىبينيم نه ، همهء تعريفها مال اوست ، براى اينكه اين جلوهء اوست كه شما از آن داريد تعريف مىكنيد . اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ، هر خوبى هست از اوست ، تمام كمالات از اوست ، از اوست يعنى اينكه همان جلوه است . با يك جلوهاى همهء عالم موجود شده ، و ما گمان مىكنيم كه خودمان داريم عمل مىكنيم ؛ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى « 1 » . « رَمَيْتَ وَ مَا رَمَيْتَ » از باب اينكه جلوه هستى رَمْىْ هم
--> ( 1 ) - « [ اى رسول ] هنگامى كه تير انداختى تو نينداختى ، بلكه خدا تير انداخت » . ( الأنفال ( 8 ) : 17 )