السيد الخميني
11
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
بعضىها مىتوانند به عمقش برسند ، كه اين چطور نشانه است ؛ و بعضى هم به طور اجمال مىتوانند بفهمند كه نشانه است . آنكه به طور اجمال است اين است كه موجود خودبخود وجود پيدا نمى كند . اين مسأله واضح است در عقل ؛ و عقل هر بشرى به حسب فطرت اين را مىفهمد كه موجودى كه ممكن است باشد ، ممكن است نباشد ، اين ممكنى كه هم ممكن است باشد هم ممكن است نباشد اين خودبخودى وجود پيدا نمىكند . اين بايد منتهى بشود به يك موجودى كه بالذات موجود است ، يعنى قابل سلب نيست وجود از او ، ازلى است . موجوداتى كه مىشود موجود باشند و مىشود هم موجود نباشند ، اينها خودبخود وجود پيدا نمىكنند ، محتاج به اين هستند كه از خارج يك كسى آنها را ايجاد كند . اگر فرض بكنيم اين فضايى كه وهمى است - اگر هيچ نباشد ، يك فضاى وهمى است ، واقعيتى ندارد - ما اگر فرض كنيم كه يك فضايى هست و اين فضا هم هميشگى است ، اين فضا كه فقط فضاست نمىشود كه بىخود متبدّل شود ، اين فضا به يك موجودى ، يا موجودى در او بىخود پيدا بشود . آنهايى كه مىگويند : از اوّل در دنيا يك فضاى نامتناهى بوده است - علىرغم اشكالى كه در نامتناهى هست « 1 » - و بعد هم يك هوايى ، بخارى پيدا شده است ، آن وقت به دنبال آن از اين موجود چيز ديگرى پيدا شده است ، اين بر خلاف ضرورت عقل است كه يك چيزى خودش [ بىدليل ] يك چيز ديگرى بشود ، بدون اينكه يك علّتى از خارج در كار باشد يك چيزى به خودى خود يك چيز ديگرى بشود . هر
--> ( 1 ) - اشارهء امام به اشكالات و دلايل حكماى الهى بر ردّ فضاى نامتناهى و اثبات تناهى ابعاداست . ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 4 ، ص 21 - 33 ؛ شرح المنظومة ، ج 4 ، ص 187 .