الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : جلالي )

85

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش )

به مجرّد وفات آن حضرت انحراف در بنى اسرائيل و تجزيه در دولت آنها پديدار گشت و خداوند كسى را بر آنان مسلّط ساخت كه آنان را عذابى دردناك بچشاند . تورات فعلى بعد از آنكه در كتاب اوّل فرمانروايان ، بر سليمان ( ع ) افتراء مىبندد كه او دست از بندگى خدا برداشته و به پرستش بتها پرداخت ، مىگويد : « و به سليمان گفت : علت اين كار نزد توست و تو پيمان و واجبات مرا كه به تو سفارش نمودم پاس نداشتى من نيز كشور را از دست تو گرفته و جزءجزء مىگردانم . » « 1 » * * * دوران تجزيه و نزاع و كشمكش داخلى كار آنها بدآنجا رسيد كه عليه يكديگر ، از نيروهاى بت‌پرست باقىماندهء پيرامون خود و از فراعنهء مصر و آشور و بابل كمك خواستند . يهوديان پس از درگذشت حضرت سليمان ( ع ) در شكيم ( نابلس ) گردآمده و اكثريت آنها با « يربعام بن نباط » كه از دشمنان حضرت سليمان در زمان حياتش بود و از دست آن حضرت به آغوش فرعون مصر گريخت ، بيعت نموده و با بازگشت وى يهوديان به او خوش آمد گفته و او در ساحل غربى رود اردن دولتى به نام اسرائيل تأسيس كرد و پايتخت آن را شكيم يا سامره قرار داد . و تعداد اندكى از آنان با « رحبعام » پسر حضرت سليمان بيعت نموده و پايتخت خود را قدس قرار دادند و اين دولت به نام يهودا معروف گرديد . امّا آصف بن برخيا وصىّ حضرت سليمان كه خداوند او را در قرآن با اين جمله « عنده علم من الكتاب » ( نزد او دانشى از كتاب بود ) وصف نموده ، از بنى اسرائيل جز نسبت دروغ به وى دادن چيز ديگرى بهره نبرد . تورات مىگويد : « كفر و بت‌پرستى در ميان پيروان « يربعام » أمر آشكارى بود و او دو گوساله از طلا ساخته يكى از آنها را در قدس و ديگرى را در « دان » قرار داد و در كنار هر يك قربانگاهى قرار داد و به آنها گفت : اين خدايان شماست كه از مصر شما را به سوى

--> ( 1 ) - سفر اوّل ( فرمانروايان ) اصحاح 11 : 1 - 13 .