الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : جلالي )
110
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش )
صليبى و استعمارگران وجود دارد و تا روايت و يا قرينهاى بر وجود اينگونه حركتها در زمان ظهور موجود است ، صحيح نيست كه آن حديث دليلى بر نفى جنبشهاى آنان در زمان ظهور به حساب آيد . كشمكش بر سر قدرت بين أصهب و أبقع از امام باقر ( ع ) نقل شده كه فرمود : « در آن سال در تمام سرزمينهاى ناحيهء مغرب اختلاف بسيار خواهد بود نخستين زمينى كه ويران مىشود شام است ، هواداران درفشهاى سهگانه طرفداران أصهب ، لشكريان ابقع ، و سپاه سفيانى ، با يكديگر اختلاف مىكنند . » « 1 » به نظر مىرسد كه أبقع فرمانروا ، ( يعنى كسى كه نقطهء سياه و سفيد در چهره دارد ) در فرمانروائى شام از رقيبش أصهب يعنى ( زرد چهره ) سابقهدارتر است ، زيرا روايات خاطرنشان مىسازد كه قيام أصهب از خارج پايتخت يا مركز بوجود مىآيد و وى بر سر استيلاى بر آن شكست مىخورد . . در حالى كه أبقع قدرتمند اصلى و يا انقلابگرى است كه تا اندازهاى پيروز مىشود و أصهب به رقابت با او برخاسته و از خارج پايتخت بر او حملهور مىشود امّا هيچكدام نمىتوانند بر ديگرى پيروزى قاطعى را بدست آورند ، ازاينرو سفيانى از اين فرصت استفاده نموده و از خارج پايتخت دست به يورش مىزند و هر دوى آنها را تارومار مىكند ، احتمالا أصهب غير مسلمان است زيرا برخى از روايات او را با صفت « علج » كه معمولا وصف كفّار است تعريف نموده است . چنان كه به نظر مىرسد ، مروانى ، كه در منابع درجهء اوّل ، همچون كتاب غيبت نعمانى از او ياد شده است همان أبقع است و زمامدارى بعنوان رقيب سفيانى محسوب نمىگردد . امّا گرايش سياسى أبقع و أصهب ، از رواياتى كه آن دو را نكوهش نموده است برمىآيد كه آنها مخالف و دشمن اسلام و طرفدار هواداران دشمنان اسلام و كفّار مىباشند و از روايت بعدى استفاده مىشود كه أصهب هوادار روس ( تركان ) مىباشد .
--> ( 1 ) - بحار ج 52 ص 212 .